تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
گروه سومى نيز ( كه راه صواب رفتند ) گفتند : جايز است امام در ظاهر ، فردى نابالغ ، حتى يك ساله ، باشد ؛ چه ، او « حجة الله » است و قدرت و قوهء او از جانب خداست ؛ و عالم بودن او در اين سن و الهام شدن بر او از جانب خدا و رؤياى صادق و شنيدن او از فرشته و غير اينها جايز و ممكن است ، همان‌گونه كه يحيى ابن زكريا و عيسى بن مريم در كودكى ، حجت خدا بر مردم بودند . « 1 » البته مخفى نماند كه اين گروه ابتدا اندك شمار بودند و براى بسيارى از مردم ، حتى كسانى چون « يونس بن عبد الرحمن » مسئلهء علم امام در آن سن كم ، بىپاسخ باقى مانده بود ، اگرچه اصل امامت آن جناب را پذيرفته بودند . در روايتى آمده است : پس از شهادت حضرت رضا عليه السّلام ، ريّان بن صلت ، صفوان بن يحيى ، يونس بن عبد الرحمن و جماعتى از بزرگان شيعه در خانهء عبد الرحمن بن حجاج گرد آمدند و ضجه و ناله سر دادند . يونس بن عبد الرحمن گفت : گريه و ناله را كنار گذاريد . اكنون بگوييد تا ابو جعفر بزرگ شود ، مسائل خود را بايد از چه كسى بپرسيم ؟ در اين هنگام ريّان بن صلت خشمگين شده ، برخاست و دست را بر حلق يونس گذاشت و درحالىكه فشار مىداد گفت : تو خود را در ظاهر مؤمن به امام جواد عليه السّلام نشان مىدهى ولى پيداست كه در باطن در امامت او ترديد دارى ، و شك و شرك خود را پنهان مىكنى . اگر امامت وى از جانب خدا باشد ، حتى اگر طفل يك روزه باشد به منزلهء شيخ است و چنانچه از جانب خدا نباشد ، حتى اگر هزار سال نيز عمر كرده باشد ، مانند ديگر مردم است . در اين هنگام گروهى برخاستند و ريان را آرام كردند . « 2 » همچنين از پاره‌اى روايات برمىآيد كه شيعيان در همان سالهاى نخست امامت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 89 - 90 . ( 2 ) . محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 50 ، ص 99 .