اطاعت از شريعت بود ؛ اما در انديشههاى او نوعى سختگيرى افراطى وجود داشت و شايد به همين دليل بود كه دشمنانش او را محدود يعنى « كوتهبين و متعصب » مىدانستند . او كه در حصار تعبد انعطافناپذير خود [ به دين ] محصور گشته بود ، نتوانست خود را با مقتضيات شرايطى وفق دهد كه با شرايط زمان محمد [ صلّى اللّه عليه و آله ] بسيار متفاوت بود . بنابراين او فاقد انعطاف سياسى بود ، كه [ اين انعطاف ] از سوى ديگر ، يكى از ويژگيهاى برجستهء معاويه بود . طرح و برنامهء وى نامشخص نبود بلكه آرمانگرايانه بود . احتمالا هنگامى كه او قدرت را به دست آورد ، خود متوجه شد كه تحقق چنين آرمانى ، غير ممكن است . اين امر در كنار رويدادهاى خارجى ، موجب شد كه وى در سالهاى آخر عمر دچار يأس و نااميدى گردد . كائتانى مىگويد هالهاى نيمه الاهى كه به زودى چهرهء على [ عليه السّلام ] را فراگرفت ، نه تنها ناشى از رابطهء وى با پيامبر بود بلكه ناشى از تأثير شخصى وى بر معاصران خود نيز بود . اما كائتانى به خصوصياتى كه به ايجاد شخصيتى اسطورهاى از على [ عليه السّلام ] انجاميد ، اشاره نكرده است . اگر تصديق كنيم على [ عليه السّلام ] روحيهاى عميقا دينى داشت و با اقتدار خود از يك برنامهء اصلاحات اجتماعى و اقتصادى حمايت مىكرد ، و در عين حال اين اصلاحات را بر مبنايى دينى استوار مىساخت ، آنگاه ممكن است پاسخ اين سؤال نيز مشخص گردد . [ براى اطلاع از عقايد و اسطورههاى شيعى دربارهء على [ عليه السّلام ] ، ر . ك : مدخل شيعه -
SHI'A
] .