بود و مدتى با وى راز مىگفت . آنگاه كه از راز گفتن فارغ شد ، نزديكش رفتم . به من فرمود : نزد مولايت برو و بر او سلام كن . من كنار گهواره رفتم و سلام كردم . موسى بن جعفر عليه السّلام كه در آن هنگام كودكى در گهواره بود ، با كمال شيوايى جواب سلام مرا داد و فرمود : برو آن نام را كه ديروز بر دخترت نهادى عوض كن ؛ زيرا خداوند آن نام را ناپسند مىدارد . يعقوب سرّاج گويد : دخترى برايم به دنيا آمده بود و من نام وى را حميرا نهاده بودم . امام صادق عليه السّلام فرمود : برو و به دستور او ( موسى بن جعفر عليه السّلام ) رفتار كن تا هدايت يا بى . گويد : رفتم و نام دخترم را عوض كردم ؛ « 1 »
5 . در روايتى به نقل از مفضل بن عمر آمده است :
روزى امام صادق عليه السّلام ، امام كاظم عليه السّلام را كه در آن هنگام كودكى بيش نبود ، نام برد و فرمود : اين است آن مولودى كه در خاندان ما براى شيعيان ما با بركتتر از آن پديد نيامده . سپس به من رو كرد و فرمود : به اسماعيل جفا و درشتى نكنيد . « 2 »
4 . اقتباس الگوى غيبت آخرين امام از واقفيه توسط شيعه اثنا عشرى
نويسنده ، آنجا كه انشعاب واقفيه را از شيعه برمىرسد ، مىگويد : « واقفيه ، ظاهرا در اواخر قرن سوم ، با اثنا عشرى كه الگوى واقفيه را در غيبت آخرين امام اقتباس كردند ، درهم آميختند » .
اين ادعاى نويسنده كاملا بىپايه و اساس است ؛ زيرا انديشهء غيبت آخرين امام ، پيش از ظهور واقفيه در شيعه وجود داشته است ، و ظاهرا يكى از
هامش
( 1 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 247 ؛ محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الارشاد ، ج 2 ، ص 219 ؛ ابو على فضل بن حسن طبرسى ، اعلام الورى ، ص 299 .
( 2 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، اصول كافى ، ج 1 ، ص 246 .