متكلمان اثنا عشرى را با مشكلى مواجه ساخته است ، و آن اينكه اگر [ امام ] كاظم ، كه عالم بر همه چيز فرض مىشود ، از پيش زمان و چگونگى وفات خويش را مىدانست اما براى پيشگيرى از آن اقدامى نكرد ، آيا وى به مرگ خويش كمك نكرده است ( معين على نفسه ) ؟ يك پاسخ به اين سؤال كه منسوب به پسر [ امام ] كاظم يعنى امام هشتم على الرضا [ عليه السّلام ] است ، اين است كه در واقع [ امام ] كاظم از رحلت قريب الوقوع خويش آگاه بود و همهء اقدامات لازم را ترتيب داده بود ، اما در همان لحظهء حساس ، خداوند او را دربارهء اين امر دچار فراموشى ساخت ( القى على قلبه النسيان ؛ « فراموشى را بر قلب او افكند » ) . طبق روايتى ديگر ، فضل بن يحيى برمكى ، سه روز پياپى براى [ امام ] كاظم ميوهء مسموم آورد ، اما امام به آن دست نزد . هنگامى كه روز چهارم غذا را آوردند ، امام صدا زد : « الاهى ، تو مىدانى كه اگر پيش از امروز آن را خورده بودم به هلاك خويش كمك كرده بودم » . سپس او ميوه را خورد و بيمار شد . روز بعد طبيبى نزد او فرستادند تا وى را معاينه كند . [ امام ] كاظم ابتدا توجهى به او نكرد ؛ اما با اصرار طبيب ، سرانجام ، كف دست خود را كه بر اثر سمّ به سبزى گراييده بود به وى نشان داد . آنگاه طبيب به عباسيان گفت كه [ امام ] كاظم كاملا آگاه است كه او را مسموم كردهاند .
[ امام ] كاظم مدت كوتاهى پس از آن درگذشت ( ابن بابويه ، عيون ، ج 1 ، ص 86 - 88 ؛ همو ، امالى ، ص 130 - 131 ) . معناى ضمنى اين مطلب آن است كه امام دقيقا تاريخ وفات خويش را مىدانسته ، و بنابر همين آگاهى ، سمّ را خورده است .
در داستانى مشابه ، يكى از دانشمندان مشهور بغداد توصيف مىكند كه چگونه مدت كوتاهى قبل از وفات [ امام ] كاظم ، سندى [ ابن شاهك ] هشتاد نفر از سران جماعت را گرد آورد و آنان را نزد [ امام ] كاظم برد تا - بنا به گفتهء او - شايعات مبنى بر بدرفتارى با امام را تكذيب كند . [ امام ] كاظم اذعان داشت كه براى او زندگى راحتى فراهم ساخته بودند ، اما سپس افزود : « به من هفت ( يا نه ) خرماى مسموم
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص٣١٥