خود مىلرزيد و رنگ از رخسارش مىپريد ، و عبادت بسيارش ، نگرانىهايى را در مورد سلامتى او ايجاد كرده بود . او از جملهء بكّائون محسوب مىگرديد ، چرا كه سالها براى پدرش و ساير شهداى كربلا مىگريست . او هنگام شب با چهرهء پوشيده بيرون مىرفت تا صدقات و خيراتى را [ در بين نيازمندان ] توزيع كند ( صدقة السّر ) ، و فقط پس از وفاتش بود كه مردم هويت شخصى را كه به آنان كمك مىكرد شناختند . هنگامى كه بدنش را غسل مىدادند ، آثارى بر روى شانههايش ديده شد كه به علت حمل بارهاى غذا هنگام شب براى فقرا پديد آمده بود .
على [ بن حسين عليه السّلام ] تعمّدا و آگاهانه از هرگونه درگيرى با حاكمان ، اجتناب ورزيده ، در برابر امويان و زبيريون ضد خلافت ، موضع سكوت اختيار كرد . پس از نبرد حرّه ( سال 63 ق / 683 م ) ، مسلم بن عقبه كه تحت فرمان يزيد بود ، با او برخوردى محترمانه داشت و سعى نكرد از او براى خليفه بيعت بگيرد . علت اين رفتار خاص ، آن بود كه على [ بن حسين عليه السّلام ] مايل نبود با شورشيان مدينه مرتبط باشد ، و به اطرافيان مروان بن حكم از جمله همسر وى ، عايشه بنت عثمان ، در املاك مروان در ينبوع پناه برده بود . منابع غير شيعى ، رابطهء دوستانهاى بين على [ بن حسين عليه السّلام ] و دو خليفه يعنى مروان و عبد الملك قايلاند : مروان به على [ بن حسين عليه السّلام ] پولى براى خريد كنيز داد و پيش از مرگش فرمان داد كه وارثانش نبايد آن را از او طلب كنند . عبد الملك نيز در مورد پيغامى كه از امپراتور بيزانس دريافت كرده بود با على [ بن حسين عليه السّلام ] مشورت كرد . برعكس ، نويسندگان شيعى معتقدند كه رفتار على [ بن حسين عليه السّلام ] با حكام مبتنى بر تقيه بود .
او حتى هنگامى كه مورد ستم قرار مىگرفت ، از خود بخشندگى نشان مىداد :
هشام بن اسماعيل در طول چهار سالى كه والى مدينه بود پيوسته به او توهين مىكرد . با اين حال پس از بركنارى هشام از جانب وليد ( 7 ربيع الاول سال 87 ق / 26 فوريه 706 م ) على [ بن حسين عليه السّلام ] خانواده و دوستان خويش را از بدگويى
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص٢١٣