حسين عليه السّلام را بررسى كند . وى در برخى بحثها ، مانند « داوريها دربارهء حسين » نيكو نوشته و قضاوت اهل تسنن و تشيع را دربارهء امام و قيامش تا حدودى زياد مشترك دانسته است
( p . 614 )
. اما اقرار كرده كه به دليل در دست نداشتن منابع ، نتوانسته نظريهها و داوريهاى تمام فرق اسلامى را دربارهء قيام و شخصيت امام حسين عليه السّلام به دست آورد
( p . 614 )
.
2 . موارد نقد
وى در آغاز بحث ، برخى روايات و فضايل امام حسين عليه السّلام را تحليل مىكند . او حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كه مىفرمايد : الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه ، به شيعيان تنها نسبت داده ، مىگويد : شيعيان اين سخن را يكى از صفاتى مىدانند كه به هريك از اين دو برادر مىدهند . « 1 » چنانكه گويى اهل سنت چنين روايتى را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل نكردهاند ، درحالىكه بسيارى از محدثان اهل سنت اين روايت را از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند و روايت مزبور به حد تواتر رسيده است .
برشمردن تمام اين افراد و منابع از حوصلهء اين نوشتار خارج است ، اما چون روى سخن با كسانى است كه شايد از فرهنگ و منابع اسلامى دور باشند به مواردى اشاره مىشود .
محدثان اهل سنت اين روايت را از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند ، كه برخى از آنان عبارتاند از : على عليه السّلام ، حذيفة بن يمان ، عمر ، براء بن عازب ، عبد الله بن عمر ، ابو هريره ، انس بن مالك ، عايشه ، اسامة بن زيد ، مسعود بن مخرمه ، جابر بن عبد الله انصارى ، مالك بن حويرث ، بريدة بن خصيب ، على مكى هلالى ، ابو رمثه حبيب بن حيان ، و جهم « 2 » . « 3 »
هامش
( 1 ) . ترجمهء مدخل ، ص 147 از همين كتاب .
( 2 ) . احتمالا جهم بلوى منظور است . بنگريد : الاصابه ، ج 1 ، ص 624 .
( 3 ) . روايات اين افراد در منابع ذيل نقل شده است : نسائى ، فضايل الصحابه ، ص 20 ، 58 ، 76 ؛ همو ،