شهادت سيد الشهداء ( ع ) را كه ابن زياد به وى در مدينه فرستاد و او امر كرد منادى در كوچههاى مدينه ندا كرده و خبر قتل امام ( ع ) را اعلان نمود و صداى ناله و شيون از خانههاى بنى هاشم از مخدرات و بانوان هاشميات بلند شد و صداى آنها به خانهء عمرو بن سعيد رسيد خنديد و به قول عمرو بن معد يكرب متمثل شد :
عجت نساء بنى زياد عجة * كعجيج نسوتنا عداة الارنب « 1 »
و بعد گفت : واعية بواعية عثمان . و رو به قبر مبارك رسول اللّه ( ص ) كرده و اين جسارت را كرد : ( يوم بيوم بدر يا رسول اللّه فانكر عليه قوم من الانصار ) .
اين كلمات و شماتت صادره از او كفر و ملعنت عمرو را آشكارا مىسازد و نشان مىدهد كه بنى اميه در صدد انتقامجويى از رسول اللّه ( ص ) بودهاند و چون نتوانستند از خود رسول اللّه ( ص ) انتقام گيرند « 2 » بعد از وى از امير المؤمنين و صديقهء طاهره و امام حسن مجتبى و سيد الشهداء ( ع ) به مقام انتقام آمدهاند .
و اين عمرو همان شخص است كه ابن حجر هيثمى در مجمع الزوائد ج 5 ص 240 و تطهير الجنان كه در هامش الصواعق المحرقه ص 41 چاپ شده از ابو هريره نقل كرده كه قال سمعت رسول اللّه ( ص ) يقول : لير عفن على منبرى جبار من جبابرة بنى أميه فيسيل رعافه و قد رعف عمرو بن سعيد و هو على منبره ( ص ) حتى سال رعافه .
رسول اللّه ( ص ) از رعاف كردن آن شقى در منبر خود خبر داده بوده و همانطور نيز واقع شده و بس است در حق وى كه رسول اللّه ( ص ) دربارهء او فرموده : كه او جبارى از جبارهاى بنى اميه است و همين مرد جبار بعد از رسيدن خبر قتل امام حسين ( ع ) به مدينه امر كرده خانههاى بنى هاشم را خراب كردهاند بنى اميه مىخواستهاند آثارى از بنى هاشم و خاندان رسالت نگذارند بماند .
سيد معاصر مقرم ( قدس سرّه ) در كتاب مقتل الحسين ( ع ) گويد :
و كان عمرو فظا غليظا قاسيا امر صاحب شرطته على المدينة عمرو بن الزبير بن العوام بعد قتل الحسين ( ع ) ان يهدم دور بنى هاشم ففعل و بلغ منهم كل مبلغ و
هامش
( 1 ) . ثورة الحسين ، ج 4 ، ص 231 ، ط بيروت ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، صص 346 - 357 و تاريخ كامل ، ج 3 ، ص 300 .
( 2 ) . چون رسول اللّه ( ص ) بعد از هجرت به مدينه اساس دولت اسلامى را بنيانگذارى فرمود و حكومت اسلامى قوى شد و لذا بنى اميه و ساير منافقين نتوانستند آزارى برسانند ولى در پى فرصت بودند و بعد از رسول اللّه ( ص ) حكومت و رياست را كه منافقين به وسيلهء مجلس سقيفه به دست آوردند و يگانه حامى اسلام و قرآن امير المؤمنين ( ع ) بود از آن حضرت به مقام انتقام آمدند .