مفيد ( ره ) و طبرسى ( ره ) و ديگران آن است كه امام ( ع ) آمد جلو خيام طاهرات و نشست به زمين و طفل رضيع را خواست وداع كند در آن حال كه امام ( ع ) نشسته بود او را هدف تير جفا قرار دادند ( ثم جلس الحسين ( ع ) امام الفسطاط ) . « 1 »
و آن جملات را سيد معاصر ( ره ) نقل كرده است و ظاهر است تير خوردن در موقعى كه در جلو خيام بوده اتفاق افتاده و اين واقعه با آوردن به ميدان مقابل لشكر نمىسازد .
پس آنچه براى اين جانب اطمينان حاصل مىشود آن است : كه « على اصغر » غير از « عبد اللّه رضيع » است و حالاتشان با هم مغايرت دارد چون بعد از مدتها قضاياى واقعهء كربلا از اشخاصى كه اطلاع از جريان واقعه دادهاند جمعآورى شده و لذا قضايا به هم اشتباه شده است چنانچه مىبينيم از امثال حميد بن مسلم كه از اتباع لشكر عمر سعد بوده و وقايع روز عاشورا را ثبت كرده قضاياى كربلا را نقل مىكنند .
و براى امام ( ع ) در روز عاشورا طفلى نيز از مادر متولد شده و توهم مىشود كه او نيز همان على اصغر و عبد اللّه رضيع است در صورتى كه طفلى در ساعت ظهر عاشورا از مادر متولد شود چه مناسبت دارد كه با آن دو طفل يكى بوده باشد ؟
ابن واضح يعقوبى ( ره ) كه در سال 292 ق وفات يافته در تاريخش كه از قديمترين كتب تاريخ است به تولد آن طفل در روز عاشورا تصريح كرده و صاحب الحدائق الورديه كه از علماى زيديه است گفته : كه مادر آن طفل ام اسحاق بنت طلحة بن عبيد اللّه تيميه است كه مادر فاطمه بنت الحسين ( ع ) است كه عيال حسن مثنى رضوان اللّه عليه بوده است .
و عين عبارت يعقوبى رحمه اللّه اين است كه در حالات امام ( ع ) گويد :
ثم تقدموا رجلا رجلا حتى بقى وحده ما معه احد من اهله و لا ولده و لا أقاربه فانه لواقف على فرسه اذ أتى به مولود قد ولد له فى تلك الساعة فاذن فى اذنه و جعل يحنكه اذ اتاه سهم فوقع فى حلق الصبى فذبحه فنزع الحسين ( ع ) السهم من حلقه و جعل يلطخه بدمه و يقول : و اللّه لانت اكرم على اللّه من الناقة و لمحمد اكرم على اللّه من صالح ثم اتى فوضعه مع ولده و بنى اخيه . . . « 2 » .
از اين عبارت كه نقل شد معلوم است كه امام ( ع ) سوار اسب بوده و آن طفل تازه مولود را آوردهاند و امام ( ع ) به گوش وى اذان گفته و در آن موقع با تير زدهاند و كلماتى كه امام ( ع ) بعد از تير خوردن آن تازه مولود تكلم فرموده شباهت به آن كلمات كه در موقع تير خوردن عبد اللّه
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ص 354 و اعلام الورى ، ص 243 ، ط تهران ، حيدرى .
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ( ره ) ، ج 2 ، ص 218 ، ط نجف .