على اصغر شيرخوار نبوده بعضى گفتهاند : كه چهار سال داشته و از نماز خواندن امام ( ع ) به وى چنانچه نقلش مىآيد ظاهر مىشود كه شش سال داشته است « 1 » و بعضىها بيشتر از آن نيز گفتهاند . « 2 »
و معنى آن نداى آسمانى اين است كه يا حسين طفل شيرخوار را رها كن و لذا امام ( ع ) فورا طفل را به خواهرش زينب كبرى ( س ) داده و فرموده : يا اختاه خذيه . چون به مقتضاى بشيريت در آن موقع در جلو چشم بانوان عصمت و مادرش رباب كه آن طفل شيرخوار تير خورده و خدا مىداند در آن حال اوضاع و احوال آن مخدرات عصمت با مشاهدهء آن منظرهء دلخراش طفل چطور شده ؟ محبت اولاد خواسته به قلب مبارك امام ( ع ) راه بيابد و لذا فورى خطاب رسيده : اى حبيب من محبت اولاد با تير خوردن او مبادا به قلب تو كه پر از محبت خداست راه يابد بلكه او را رها كن و محبت او را از قلبت خارج كن زيرا براى او در بهشت دايه و شيردهنده است تو مشغول محبت من باش كه در راه دين من از همه چيز حتى از اولاد خود هم گذشتى . و لذا امام ( ع ) فورى به خواهرش فرمود طفل را بگيرد و او را به آن بانوى عصمت داده است .
معنى آن ندا آن نيست كه بعضىها گويند : طفل را بگذار زمين راحت جان بدهد او را در بهشت شيردهنده است چنانچه رسول اللّه ( ص ) دربارهء فرزندش ابراهيم ( ع ) فرموده :
ان له مرضعا فى الجنة - رجوع شود به اصابة به ترجمهء ابراهيم بن رسول اللّه ( ص ) و تهذيب الاسماء نووى ، ج 1 ، ص 102 .
و محمد بن طلحهء شافعى در مطالب السئول گويد : كان له ( ع ) ولد صغير فجائه سهم فقتله فرمله ( ع ) بدمه و حفر له بسيفه و صلى عليه و دفنه و قال هذه الابيات : غدر القوم و قد ما رغبوا . . .
الخ .
بازگويد : اما على الاصغر جاءه سهم و هو طفل فقتله و قد تقدم ذكره عند ذكر الابيات لما قتل . « 3 »
خوارزمى ابو مؤيد موفق بن احمد مكى اخطب خوارزم متوفى 568 ه . ق در كتاب مقتل الحسين ( ع ) گويد :
هامش
( 1 ) . محقق طوسى خواجه نصير الدين ( قدس سرّه ) در نقد المحصل فرموده : فرزند ديگر امام حسين ( ع ) كه هفت سال داشته به نام على در روز عاشورا شهيد شده است ص 179 ، ط مصر .
( 2 ) . عبد اللّه الرضيع ، تأليف كاظم الحلفى ، ص 17 ، ط نجف ، 1376 ق .
( 3 ) . مطالب السئول ، ص 73 .