على معاصى اللّه كل يوم و ليلة ، يا نوف اقبل وصيتى : لا تكونن نقيبا و لا عريفا و لا عشارا و لا « بريدا » .
يا نوف صل رحمك يزد اللّه فى عمرك ، و حسن خلقك يخفف اللّه حسابك ، يا نوف ان سرك ان تكون معى يوم القيامة فلا تكن للظالمين معينا ، يا نوف من احبنا كان معنا يوم القيامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره اللّه معه ، يا نوف اياك ان تتزيّن للناس و تبارز اللّه بالمعاصى « 1 » ( فتلقى اللّه يوم يلقاك و هو عليك غضبان ) ، يا نوف احفظ عنى ما اقول لك تنل به خير الدنيا و الآخرة .
چون كلمات گهربار باعث خير دنيا و آخرت انسان است از نقل تمامى آنها نتوانستم خوددارى نمايم . غرض در فرمايش امام ( ع ) است كه نوف بكالى را از عمل ( بريد ) نهى فرموده است .
و ظاهرا باعث نهى از عمل بريد همانا فراهم آمدن موجبات زحمت و مشقات حيوانات از شتر و استر و اسب در آن عمل است و از سرعت راه رفتن و با سير تندى كه حيوانات را در راهها سوق داده و راندن آنها با مشقات زيادى كه باعث ظلم و ستم بر حيوانها مىشده و گاه از آنها در عرض راهها از پا درمىآمده و كشته مىشدند كه هرگز امير المؤمنين ( ع ) راضى نمىشده كه بر حيوانات هم ظلم شود و لذا از عمل بريد نهى فرموده است .
علاوه اينكه در خبرهاى بريد كه اخبار بلاد اسلامى و قضات و حكام و والىها را به مركز خلافت مىرسانيده شايد بعض اوقات خبرهاى خلاف واقعى رخ مىداده و باعث عمل بر خلاف حق مىگرديد .
چنانچه امام باقر سلام اللّه عليه در علت رد كردن شهادت سائق الحاج فرموده : كه او مركب خود را كشته و نفس خود را به مشقت انداخته و به نمازش استخفاف كرده است « 2 » و تمامى آنها از سرعت در سير به عمل مىآمده و البته در حق بريد اين حالات فراهم مىگشته و بلكه بيشتر به وجود خواهد آمد شايد از وجود و فراهم شدن اين گونه اعمال باشد كه امام ( ع ) نوف بكالى را از عمل بريد نهى فرموده است و اللّه العالم .
هامش
( 1 ) . فيفضحك اللّه يوم تلقاه بحار .
( 2 ) . ر . ك : سائق الحاج ، ص 130 .