ابى عبد اللّه ( ع ) ابو حنيفة السائق و انه يسير فى اربعة عشر فقال : لا صلاة له « 1 »
و مرحوم مامقانى ( ره ) در نقل همين خبر عين متنى را كه صاحب قاموس نقل كرده نقل فرموده ولى صاحب قاموس گويد : لفظ خبر ( كش ) ليس كما عبر ( اربعة عشر يوما ) بل ( يسير فى اربع ، عشرة ) و قد حرفه الخ جملات اربعة عشر يوما عبارت خود مرحوم مامقانى است عبارت متن خبر را تحريف نكرده و نقل متن روايت در قاموس و تنقيح يكى بوده و توافق دارند و عبارت ( اربعة عشر يوما ) را مامقانى ( ره ) از خبر چنان فهميده است نه اينكه عبارت خبر را تحريف به اربعة عشر يوما كرده باشد چنانچه صاحب قاموس به وى نسبت داده است .
بلى آنچه در عبارت متن خبر موجود در رجال كشى است اينست . ( يسير فى اربع ، عشرة ) و آنچه صاحب قاموس در صفحه 353 ، ج 3 ، گفته صحيح است ولى در نقل متن روايت چنانچه گفته شد با تنقيح فرقى ندارند و صاحب قاموس گويد : شايد لفظ خبر اينطورى بوده .
( انه يسير فى اربع ساعات عشرة فراسخ ) و لفظ ( ساعات ) و ( فراسخ ) از نسخه ساقط شده است و اين احتمال سقوط را به مجرد حدس و تخمين داده و شاهدى بر آن نياورده ولى وجود كلمهء ( قالا حدثنا ) را در سند خبر در تنقيح قرينه نگرفته كه يا نسخه كه نزد مامقانى ( ره ) بوده غلط داشته و يا ناسخ اشتباه كرده است و خود صاحب قاموس كلمهء ( قالا حدثنا ) را حذف كرده و كلمهء ( حدثنى ) را از اول سند و كلمهء ( البرانى يا البراثى ) را نيز حذف نموده .
و در متن نقل خبر ( فى اربع ، عشرة ) را ( اربعة عشرة ) نقل كرده و به اختلاف نسخ در ( محمد بن الحسين ) كه از مزخرف روايت كرده متوجه نشده كه در بعض نسخهها ( محمد بن الحسن ) است .
آيا حالا مىتوان نسبت تحريف عمدى را به صاحب قاموس داد ؟ و حال آنكه جا دارد به وى نسبت داده شود چون در مقام تحقيق جزئيات خبر با سند و متن آن است كه بر مامقانى ( ره ) ايراد كرده و حملهور شود كه عمده هدف اوست با استعمال رموز كه از سبكهاى كهنه در كتب رجال است پس آيا نسبت تحريف به مرحوم مامقانى ( ره ) دادن دور از انصاف نيست ؟ در صورتى كه خودش به تصحيح آن كتاب كبير نفيس نرسيده و عمرش وفا به آن نكرده و ناسخ تنقيح اشتباهات دارد كه به حساب ناسخ است و اشتباه از مؤلف تنقيح نيست اگر دقيقا به قاموس الرجال بررسى شود و با دقت تحت مطالعه و تحقيق قرار گيرد از اول آن كتاب تا آخرش به اشتباهات زيادى برخورد خواهيم كرد كه بايد مثل قاموس الرجال در اطراف
هامش
( 1 ) . رجال كشى ، ج 4 ، ص 352 .