تزويج عبد اللّه جعفر امّ كلثوم را بعد از زينب كبرى ( س ) واقع شده كه ظاهر در تزويج او بعد از وفات آن بانوى عصمت است .
نه اينكه به زينب كبرى ( س ) طلاق داده باشد كه از اكاذيب ابن حزم اندلسى است . « 1 »
و اگر وفات امّ كلثوم در زمان حيات عمار ياسر رحمة اللّه اتفاق افتاده باشد آن وقت تزويج امّ كلثوم به فرزندان جعفر طيار خصوصا عبد اللّه جعفر كه بعد از وفات زينب كبرى ( س ) در سال 62 ه . ق امّ كلثوم را به حبالهء نكاح خود درآورده مورد اشكال و بايد صحت نداشته باشد .
و خوب است در اينجا آنچه زينب فواز در كتاب الدر المنثور در ترجمهء امّ كلثوم آورده خلاصهاش نقل شود و حاصل آنچه وى در كتاب نامبرده آورده آن است :
عمر امّ كلثوم را از امير المؤمنين ( ع ) خواستگارى كرد امام ( ع ) فرمود او صغيره است پس از اصرار عمر امام ( ع ) امّ كلثوم را با ( بردى ) پيش عمر فرستاد و عمر دست خود را به شانهء امّ كلثوم نهاد و گفت : به على بگو راضى شدم . امّ كلثوم گفت : آيا اين كار را مىكنى ؟ هرگاه تو امير المؤمنين نبودى بينى تو را مىشكستم . امّ كلثوم پيش پدر آمده و جريان را خبر داد و عرض كرد مرا نزد شيخ بدى فرستادى . امام ( ع ) فرمود : او شوهر توست . « 2 »
و عمر مهر امّ كلثوم را چهل هزار قرار داد و زيد بن عمر و رقيه از وى متولد شدند و امّ كلثوم و پسرش زيد در يك وقت وفات يافتند و زيد در جنگى كه ميان بنى عدى درگرفت خواست اصلاح كند مردى « 3 » از آنها در تاريكى زخمى به او زد و او چند روزى زنده بود و پس از آن با
هامش
( 1 ) . ابن حزم در بدگويى بر گذشتگان و بدزبانى در حق پيشينيان از علما و بزرگان مشهور بوده و كسى از شر زبان او ايمن نبوده به حدى كه زبان او و شمشير حجاج بن يوسف خونخوار را برادر و برابر مىشمردهاند و لذا عاقبت باعث اسباب نفرت عموم و منفور در نزد مردم هر مرز و بوم شد و بر ضلالت و گمراهى وى اجماع كردند ر . ك : ريحانة الادب ، ج 7 ، ط تبريز ، و الكنى و الالقاب قمى ( ره ) ، ج 1 ، ص 254 ، ط صيدا و ابن حزم به اندازهاى دروغگو و كذاب است كه گفته : امام حسن عسكرى ( ع ) اولاد نداشت و ادعاى رافضة كه آن حضرت فرزند داشت دروغ است ، جمهرة انساب العرب ، ص 61 ، ط مصر در صورتى كه كلام خود ابن حزم كذب محض است و جمع كثيرى از علماى اعلام اهل سنت تصريح به ولادت حضرت ولى عصر بقية اللّه ارواحنا فداه كردهاند مانند ابن خلكان در وفيات الاعيان ، ج 3 ، ص 316 ، ط مصر و اما در نزد شيعه ولادت و وجود اقدسش از ضروريات و بديهيات است و اوست حجت الهى و امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه و جعلنا من كل مكروه فداه .
( 2 ) . اين قضيه را زبيرى نيز در كتاب نسب قريش با بعضى زيادات ركيكه بلكه قبيحه مانند صاحب استيعاب و اصابة نقل كرده ، ص 349 و آن قصه افسانهاى بيشتر نبوده و از جعليات است و ابن سعد در طبقات آن را نقل كرده ولى بعضى از جملات افسانهء زبيرى را ندارد . ج 8 ، ص 264 ، ط بيروت .
( 3 ) . عبيدلى در اخبار زينبات گويد : كه زيد را خالد بن اسلم مولى عمر بن الخطاب در تاريكى زد و نشناخت و