جلالين اين طور تفسير كرده است :
و لا تقم على قبره لدفن او لزيارة « 1 » .
و فريد وجدى مصرى در تفسيرش گويد :
اى و لا تقف على قبره للدفن او الزيارة « 2 » .
و در تفسير ابو السعود است :
اى لا تقف عليه للدفن او للزيارة و الدعاء « 3 » .
اينها تفسير صحيح بوده و نظر به اطلاق آيهء شريفه است كه شامل نهى از ايستادن براى دفن و زيارت و دعاست و خداوند احديت جلّت عظمته حكم را در آيهء شريفه با ابدى بودن مقيد فرموده پس از اين تقييد كشف مىشود كه مراد از
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ . . .
و منظور از صلات در آيهء شريفه خصوص صلات ميّت نيست زيرا نماز ميت بيشتر از يك مرتبه به عمل نمىآيد پس بايد صلاتى كه از آن در آيهء شريفه نهى شده دعايى باشد كه تكرارش ممكن شود تا مقيد كردن به ابديّت درست و صحيح باشد و الّا مقيد كردن آن با قيد ابديّت معنى ندارد پس مراد از نهى از ايستادن نزد قبر و دعا بر ميّت به طور دائمى است .
و مراد از صلات به معنى لغوى است نه اصطلاحى و منظور طلب عطف و رحمت بر صاحبان قبور در موقع ايستادن نزد قبر آنها مىباشد .
و علاوه از جملهء
عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ
استغراق افرادى استفاده مىشود ، دوباره تكرار و تأكيد آن بالفظ ( ابدا ) وجهى ندارد مگر اينكه منظور نهى از ايستادن نزد قبور هر يك از افراد آنها به طور دائمى و استمرارى بوده باشد ، چنانچه ظاهر از لفظ « ابدا » استمرار زمانى است مانند آيهء شريفه كه مىفرمايد :
وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً
« 4 » .
يعنى زنهاى پيغمبر ( ص ) را بعد از رحلت وى از دنيا تزويج ننماييد و اين حكم دائمى و هميشگى و به طور استمرار در هر زمان است ، تصور نكنيد كه مدّتى دارد و تا وقت معينى اين حكم هست .
پس آيهء شريفه دلالت دارد كه سيرهء رسول اللّه ( ص ) بر آن جارى بوده كه نزد قبور مسلمين
هامش
( 1 ) . جلالين ، ص 263 ، ط دمشق .
( 2 ) . ص 256 ، ط 8 مصر .
( 3 ) . ص 287 ، ج 2 ، ط مصر .
( 4 ) . احزاب / 53 .