ابدان آنها را در آن قبور به خاك سپردهاند ، دارند چون ساليان دراز با آن ابدان انس گرفتهاند و زيست نمودهاند و علاقهء خودشان را كه از آنها قطع مىنمايند و ابدان در قبور مىمانند و روز به روز از بين مىروند ، ارواح متوجه بر اوضاع و احوال آنها مىشوند و در عالم برزخ توجه به ابدان دنيوى خودشان مىكنند و اشخاصى كه به زيارت قبر آنها مىروند ، آنها را مىشناسند و با رفتن آنها به زيارت آن قبور مسرور مىشوند و از دعاى زائرين فرح مىكنند و شادى آنها باعث استجابت دعاى زائرين مىشود ، خصوصا پدر و مادر كه به اولاد بيشتر علاقه دارند ، زيارتشان باعث مسرت بيشتر آنها مىگردد و موجب برآورده شدن دعاى اولاد است .
علاوه بر حقوق پدر و مادرى كه در گردن اولاد در حال حيات و مماتشان برقرار است و اولاد بايد هميشه آنها را مراعات نمايند و پس از درگذشت پدر و مادر آنها را فراموش نكنند .
و سيره و رويهء رسول اللّه ( ص ) بر ايستادن در نزد قبور مؤمنين و طلب مغفرت و رحمت از خداوند احديّت جلّت عظمته در حق آنها جارى بوده و اين كار را هميشه عملى مىفرموده و اهتمام آن حضرت بر توقف در نزد قبور شهدا و سادات و رؤساى آنها عملى و جارى بوده مانند قبر حضرت حمزه سيد الشهدا ( رض ) و امثال آن بزرگوار حتى رسول اللّه ( ص ) نزد قبور آنهايى كه در صورت ظاهر اظهار اسلام مىكردند ولى در باطن منافق بودند مىايستاده و بر آنها دعا مىفرموده تا آيهء شريفه نازل شد و از ايستادن نزد قبور منافقين نهى فرمود چنانچه در قرآن مجيد مىفرمايد :
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ
« 1 »
از دعا كردن بر احدى از منافقين كه بميرد نهى شد و از ايستادن نزد قبرشان قدغن گشت ولى ايستادن نزد قبور ساير مسلمانها و دعا بر آنها از جملهء امور جايزه و مندوبه بوده و در حال رجحان خود چنانچه در حال حيات رسول اللّه ( ص ) و در دورهء زندگانى آن حضرت در دار دنيا بوده باقى ماند .
و مراد از آيهء شريفه فقط نهى از ايستادن رسول اللّه ( ص ) در نزد قبر منافق در حال دفن نيست زيرا لفظ آيهء شريفه اطلاق دارد و تقييدى در بين نيست و به اين جهت است كه در تفسير
هامش
( 1 ) . توبه / 84 .