آرد و كرامتى كه در موقع كندن اطراف قبر مبارك ظاهر گشت و خبر به داود رسيد و امر به توقف كارگران كرد « 1 » و صندوق و سايهبانى بر بالاى قبر مطهر بنا نمود كه موقع تشرّف هارون بر كنار قبر مبارك موجود بوده است و هارون قبهاى بر بالاى قبر مبارك امر به ساختمان كرد و چون ساختمان قبه از طرف هارون و هجوم زوار به زيارت قبر مطهر از دورهء هارون شروع شده و در اشتهار به حد كمال رسيده و لذا تاريخنويسان نسبت ظهور قبر مطهر امير المؤمنين ( ع ) را به زمان هارون الرشيد مىدهند .
مثال ديگر : وضع تاريخ هجرى قمرى در اسلام كه از هجرت خاتم انبيا صلوات اللّه عليه و آله و سلم است مشهور در تاريخها و السنه و افواه مردم نسبت وضع آن را به زمان عمر بن خطاب ( خليفهء انتخابى مردم نه بلكه انتصابى از طرف ابو بكر ) مىدهند چون در زمان وى مسلمين بسيار احتياج به ثبت تاريخ پيدا كردند زيرا فتوحات زياد گشت و ممالك مانند ايران و روم فتح شد و ثروت دولت اسلامى زياد گرديد و احتياج مبرم به نگارش تاريخ در امور مسلمين بيشتر شد و استعمال آن زيادتر گشت و لذا وضع تاريخ را مورخين به زمان عمر نسبت دادهاند ولى اگر تحقيق شود آنطور نيست كه اصل وضع در زمان عمر شده بلكه قبل از دوران عمر اصل تاريخ هجرى را خود رسول اللّه ( ص ) وضع فرموده است و شايد بعضى اشخاص موقعى به اين عبارات نگارنده برسد برايش تعجب رخ بدهد ولى جاى هيچگونه شگفت نيست پس لازم است به جملات زير توجه فرماييد :
شيخ ابو العباس احمد قلقشندى در صبح الاعشى گويد : « 2 »
حكى ابو جعفر النحاس فى « صناعة الكتاب » عن محمد بن جرير انه روى بسنده الى ابن شهاب ان النبى ( ص ) لما قدم المدينة - و قدمها فى شهر ربيع الاول امر بالتاريخ . و على هذا فيكون ابتداء التاريخ فى عام الهجرة . قال النحاس : و المعروف عند العلما ان ابتداء التاريخ بالهجرة كان فى خلافة عمر بن الخطاب ( رض ) .
ملاحظه مىشود كه اصل ابتداى تاريخ هجرى اسلامى را خود رسول اللّه ( ص ) وضع فرموده ولى چون در زمان عمر احتياج به ضبط تاريخ بيشتر گشته و لذا معروف ميان مورخين و علما - چنانچه نحاس نقل كرده - آن است كه از زمان عمر ابتداى تاريخ هجرى شروع شده
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تفصيل آن واقعه به كتاب فرحة الغرى ، سيد بن طاووس ( ره ) ، ص 118 ، ط نجف و تهذيب شيخ طوسى ( ره ) ، ج 6 ، صص 111 - 112 ، ط نجف .
( 2 ) . صبح الاعشى ، ج 6 ، ص 240 ، ط دار الكتاب - قاهره ، 1333 ق .