تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
و شكيبايى دهد . كعب بن ذى الحبكه نهدى كه همان كعب بن عبده و مردى زاهد و عابد بود ، برخاست و گفت : به خدا قسم من نام و نسب خود را در اين نامه مىنويسم و هرچه مىخواهد اتفاق افتد ، بيفتد . پس نامه‌اى به عثمان نگاشت و آمد تا آن را به عنزى بسپارد . اما ديد كه او رفته . پس خود به دنبال عنزه روان شد تا او را در نزديكى عذيب دريافت و نامه را به او سپرد . عنزى به مدينه وارد شد و نزد عثمان رفت و نامهء مردم كوفه را به او تسليم كرد . چون عثمان نامه را خواند رنگ از چهره‌اش پريد و سرخ شد و گفت : اين نامه را چه كسى نوشته ؟ عنزه پاسخ داد : همهء قراّء و نيكان و عابدان و فضلاى كوفه اين نامه را نوشته‌اند . عثمان گفت : دروغ مىگويى . بگو اين نامه را سبك‌مغزان و سركشان و جاهلان نگاشته‌اند . بگو آنان چه كسانىاند ؟ عنزه گفت : نمىگويم . عثمان گفت : در اين صورت ، به خدا سوگند پهلوهايت را به درد مىآورم و تو را براى مدت درازى به حبس مىافكنم . عنزه نيز پاسخ داد : من هم گمان دارم كه تو چنين خواهى كرد . به خدا قسم من وقتى به نزد تو آمدم ، خود را براى تحمل تمام آنچه تو گفتى آماده كردم . آن‌گاه ادامه داد : اين هم نامهء ديگرى است . قبل از آنكه مرا شكنجه كنى ، آن را بخوان . عثمان نامه را گرفت و مطالعه كرد و سپس پرسيد : كعب بن عبيده كيست ؟ عنزه گفت : او نام و نسب خود را نوشته است . عثمان پرسيد : اهل كدام قبيله است ؟ عنزه جواب داد : من بيش از آنچه كعب دربارهء خود نوشته به تو چيزى بازنمىگويم . عثمان به كثير بن شهاب حارثى روى كرد و گفت : آيا كعب بن عبيده را مىشناسى ؟ گفت : آرى . او يكى از مردان قبيله بنى نهداست . سپس عثمان دستور داد عنزى را برهنه كنند . على بن ابيطالب كه در آن مجلس حضور داشت فرمود : سبحان الله ! آيا مىخواهى قاصد را بزنى ؟ ! او تنها حامل نامه و پيامى بوده و زدن او واجب نيست . بلكه رسول خدا در چنين مواردى گذشت مىكرد و دست به اقدام تند و خشن نمىزد . عثمان پرسيد : آيا او را زندانى كنيم ؟ على گفت : من حبس او را هم درست نمىدانم . وى را رها كن تا برود . عنزى نيز از محضر عثمان بازگشت . نويسندگان نامه انتظار بازگشت وى را مىكشيدند . پس عنزى به نزد آنان رفت و ماجرايى را كه روى داده بود براى ايشان بيان كرد . در كوفه كسى نبود كه همعقيده با عنزى باشد و عنزى در ميان كوفيان ارج و اعتبار يافت . مردم از او دربارهء گفت و شنيدى كه ميان عثمان و وى ردوبدل شده بود ، پرسش كردند و او آنچه را گفته و يا شنيده و ديده بود بيان كرد و از على و شيوهء او تعريف كرد و عمل وى را ستود .

فرستادن هديه از طرف سعيد بن عاص به مدينه و على ( ع )

از ديگر روايات مربوط به عملكرد على ( ع ) در زمان خلافت عثمان آن بود كه سعيد بن عاص در زمانى كه از طرف عثمان به ولايت كوفه منصوب شد ، عده‌اى را مأمور كرد تا تحفه‌اى به