حضرت پاسخ داد . آنگاه كسى پرسيد : پس على چه ؟ رسول خدا فرمود : تو از من دربارهء مردم پرسيدى و دربارهء نفس من ( على ) پرسش نكردى . همچنين پيغمبر به بريدهء اسلمى فرمود : اى بريده ! با على دشمنى مكن كه او از من است و من از اويم .
وفد نجران پس از آنكه با پيامبر بر دادن دو هزار حله از حلههاى اواقى ( يعنى حلههايى كه بهاى هريك از آنها چهل درهم بود و بيشى يا كاستى آن بر اين حساب بود ) توافق كردند و توافقنامهء زير را بين خود منعقد ساختند ، بازگشتند . متن اين توافقنامه چنين بود :
« بسم الله الرحمن الرحيم . اين نوشتهاى است از محمد پيامبر ، رسول خدا به مردم نجران و حومهء آن . داورى محمد دربارهء تمام املاك و ثروت مردم نجران از قبيل طلا و نقره و ميوه و برده آن است كه هر ساله از اهالى آن ديار به جزيه دو هزار حله كه بهاى هريك چهل درهم باشد ، گرفته شود و زيادى يا كمى آن بر همين حساب است . آنان مىتوانند نيمى از حلهها را در ماه صفر و نيم ديگر را در ماه رجب بپردازند و بايد براى خرج منزل فرستاده يا فرستادگان من چهل دينار بپردازند . و اگر در يمن جنگى روى دهد يا حادثهاى از جانب قبيلهء ذى عدن پيش آيد مردم يمن بايد سى زره و سى اسب و سى شتر به عنوان عاريهء مضمونه به مسلمانان بدهند . و براى آنهاست با اين صلحنامه ، پناه خداوند و ذمهء محمد بن عبد الله و پس از اين سال اگر كسى از نجرانيان ربا خورد ، ذمهء من از او برداشته مىشود . » آنگاه نجرانيان اين توافقنامه را گرفتند و به ديار خود بازگشتند . و از اين آيهء شريفه چند امر استناد مىشود :
اول حسن و حسين پسران رسول خدايند و پسرانى كه زادهء دختر فرد باشند پسر حقيقى او محسوب مىشوند و سخن پيامبر كه فرمود : اين دو پسرم چه برخيزند و چه بنشينند ، پيشواى مسلمانانند مؤيد اين نكته است . در تفسير رازى نوشته شده است : اين آيه گواه آن است كه حسن و حسين هر دو پسران رسول خدايند . پيامبر به نجرانيان قول داد تا پسرانش را براى مباهله بخواند و حسن و حسين را فراخواند . بنابراين ، بايد اين دو پسران او باشند .
رازى در ادامهء سخنانش گويد : از جمله دلايلى كه نكتهء فوق را تأييد مىكند قول خداوند تعالى در سورهء آل عمران است كه فرموده :
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ . . .
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى »
و معلوم است كه نسب عيسى از طرف مادر به ابراهيم مىرسيد نه پدر . ازاينرو مىتوان گفت كه فرزند دختر هم فرزند ناميده مىشود .
دوم ، على ( ع ) چنانچه شنيديد و امام فخر رازى نيز در تفسير خود بر آن اعتراف كرده بود پس از رسول خدا برترين مردم است .
سوم ، برترى آل عبا ، عموما ، از راه اين آيه ثابت مىشود چنانكه زمخشرى هم بدان اقرار كرده بود .