تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
پسر حبيب براى مرد شريف صاحب حسبى درخشان و مردى سخى و كريم و نجيب . اگر مرگ بر تو واقع شد پس فضيلتى به تو روى آورده است . زيرا مرگ به عده‌اى اصابت كند و به عده‌اى نيز اصابت نكند . هر زنده‌اى اگرچه با عمر طولانى بزيد از طعم مرگ نصيبى بر خواهد گرفت . »

اسلام على

على نخستين گروندهء پيامبر و پيروترين مردم از رسول خدا بود . پيامبر روز دوشنبه مبعوث شد و على روز سه‌شنبه اسلام آورد . سپس خديجه به پيامبر گرويد . بعضى نيز روايت كرده‌اند خديجه پيش از على به اسلام گرويد . اما علماى ما گفته‌اند على پيش از خديجه به پيامبر ايمان آورد . و فرمايش على ( ع ) در بعضى از خطبه‌ها مويد همين قول است . وى گويد : خداوندا من نخستين كسى هستم كه به سوى تو بازگشت و شنيد و به نداى پيامبرت لبيك گفت . در خواندن نماز غير از رسول خدا كسى بر من پيشى نگرفت . همچنين اين روايت اعتبار بيشترى دارد . زيرا رسول خدا با توجه به نوع رفتارش با على حتى خديجه را با آن جايگاه ويژه‌اش در گروش به اسلام بر وى مقدم نمىكرد . به هر حال ترديدى نيست كه اسلام اين دو در زمانى نزديك به هم صورت گرفته است . همين‌طور ترديد نيست كه نخستين مردى كه اسلام آورد على و نخستين زنى كه به پيامبر گرويد خديجه بوده است . و شك نيست هنگامىكه پيامبر براى عبادت از مردم كناره مىگرفت و به غار حرا مىرفت ، اگر نوكر ( خادم ) آن حضرت آب و غذا را نمىبرد ، على براى وى زاد و توشه حمل مىكرد . در استيعاب از عفيف كندى نقل شده است كه گفت : من تجارت مىكردم و براى انجام مناسك حج به مكه آمده بودم پس به نزد عباس بن عبد المطلب رسيدم تا از او مقدارى جنس بخرم . زيرا عباس مردى تاجرپيشه بود . من در منى در حضور او بودم كه مردى از خيمه‌اى نزديك او بيرون آمد و به آسمان نگريست و چون ديد خورشيد مايل شده است برخاست و نماز گزارد . پس از مدتى از همان خيمه كه آن مرد خارج شده بود زنى بيرون شد آن زن در پشت مرد براى نمازگزاردن ايستاد . سپس جوانى در كمال حلم و بردبارى از همان خيمه بيرون آمد و با آن دو به نماز ايستاد . من به عباس گفتم : اى عباس اين مرد كيست ؟ گفت : اين محمد پسر عبد الله ، پسر عبد المطلب برادرزادهء من است . گفتم : اين زن كيست ؟ گفت : او همسر محمد و دختر خويلد است . پرسيدم : اين مرد جوان كيست ؟ گفت : على پسر ابو طالب ، پسر عمويش است . پرسيدم اينان چه كار مىكنند ؟ پاسخ داد : نماز مىگزارند . او خيال مىكند پيامبر است و در ادعايى كه مىكند كسى جز اين همسر و پسر عمويش اين
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 190 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين