تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
پيامبر به مسجد گشوده مىشد . روزى پيامبر به آنان گفت : همهء درها را به جز در خانهء على ، مسدود كنيد . اصحاب با رسول خدا در اين‌باره گفت‌وگو كردند . پس پيامبر برخاست و پس از حمد خداوند و درود بر او فرمود : به من دستور داده شد تمام درهايى را كه به مسجد باز مىشود ببندم جز در خانهء على را . و شما در اين‌باره با من بحث مىكنيد . و بدانيد كه من از جانب خود به بستن و يا گشودن درى فرمان نمىدهم لكن از فرمانى كه به من ابلاغ شده پيروى مىكنم . نسايى در خصايص مانند همين روايت را از محمد بن بشار بن بندار بصرى ، از محمد بن جعفر تا آخر سلسله سند همراه با متن حديثى كه ذكر شد ، نقل كرده است . حاكم نيز در مستدرك مانند اين روايت را نقل كرده است . وى مىگويد : ابو بكر ، احمد بن جعفر بزاز در بغداد از عبد الله بن احمد بن حنبل از . . . تا آخر سند و متن حديث فوق را نقل كرده و گفته است كه اين حديث از نظر سندى بلا اشكال است و آن را اخراج نكرده‌اند . ذهبى اين روايت را نيز آورده و آن را صحيح دانسته است . در مسند احمد آمده است : عبد الله از پدرش از وكيع از هشام بن سعد از عمر بن اسيد از ابن عمر نقل مىكند كه ما در حيات پيامبر ( ص ) مىگفتيم : رسول خدا بهترين مردمان است و پس از وى ابو بكر و پس از او عمر ، در ميان شما ، بهترين بندگان خدايند . و به پسر ابو طالب ( ع ) سه خصلت داده شد كه يكى از آنها در نظر من بهتر از شتران سرخ‌موى است . رسول خدا دختر خويش را به همسرى او داد و او براى على فرزندانى آورد . و تمام درهايى كه به مسجد گشوده مىشد بست جز در خانهء على را . و ديگر آنكه در روز خيبر پرچم سپاه اسلام را به على سپرد . حاكم در مستدرك از ابو هريره نقل كرده است كه عمر گفت : على بن ابيطالب سه خصلت را دارا شد كه يكى از آنها در نظر من محبوب‌تر از شتران سرخ‌موى است . پرسيدند آن سه خصلت كدامند ؟ گفت : ازدواج با فاطمه دخت پيامبر ( ص ) ، سكونت گزيدن در مسجد همراه با رسول خدا و استفاده از آنچه براى پيامبر مجاز بود و گرفتن پرچم در روز جنگ خيبر . حاكم گويد اين حديثى صحيح الاسناد بوده است ولى آن را اخراج نكرده‌اند . نسايى در خصايص نوشته است : احمد بن يحيى كوفى از على يعنى ابن قادم از اسراييل از عبد الله بن شريك از حارث بن مالك نقل كرده است كه به مكه وارد شدم و به سعد بن ابى وقاص برخوردم و به او گفتم : آيا دربارهء على منقبتى شنيده‌اى ؟ گفت : ما با رسول خدا در مسجد بوديم كه منادى پيامبر بانگ برداشت . جز خانوادهء رسول خدا و خانوادهء على همگان بايد از مسجد خارج شوند . چون فردا شد عموى پيامبر آمد و گفت : اى رسول خدا آيا ياران
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 118 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين