واحدى در اسباب نزول از ابو سعيد نقل كرده است كه اين آيه دربارهء پنج نفر نازل شد كه آنان عبارت بودند از پيامبر ، على ، فاطمه ، حسن و حسين .
در استيعاب از ام سلمه روايت شده است كه پيامبر در خانهء او بود . فاطمه با يك ظرف طعام به خدمت پيامبر رسيد . رسول خدا به او فرمود : شوهر و دو پسرت را به اينجا فرا بخوان . آنان نيز بدانجا آمدند و نشستند و از آن طعام خوردند . پيامبر بر بسترش خفته و در زيرش كسايى خيبرى بود . ام سلمه گويد : من در اتاق نماز مىخواندم كه اين آيه نازل شد
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »
سپس پيامبر قسمت زيادى كسايش را برگرفت و آن چهار تن را با آن پوشانيد و سپس دو دستش را بيرون آورد و آنها را رو به آسمان گرفت و گفت : بار خدايا اينان اهل بيت و خاصان منند . پليدى را از ايشان بزداى و آنان را پاك كن . ام سلمه گويد : من به اتاق آنان سرك كشيدم و گفتم : آيا من نيز جزو شمايم ؟ پيامبر فرمود : تو هم خوبى ، تو هم خوبى .
حاكم در مستدرك از ام سلمه نقل مىكند كه گفت : آيهء تطهير در خانهء من نازل شد . او گويد : سپس پيامبر در پى على و فاطمه و حسن و حسين فرستاد و گفت : خدايا اينان اهل بيت منند . ام سلمه گويد : اى رسول خدا آيا من جزو اهل بيت نيستم ؟ فرمود تو نيز خوبى و اينان خاندان منند خدايا خاندان من بدين آيه سزاوارترند .
اين حديث با شرطى كه بخارى ذكر كرده صحيح است ولى آن را اخراج نكرده . ذهبى در تلخيص مستدرك نوشته است : گفتم كه اين حديث را وليد بن مزيد از اوزاعى شنيده است .
حاكم در مستدرك از او و اثلمة بن اسقع نقل كرده است : در پى على بودم ولى او را نيافتم .
فاطمه گفت : پيامبر او را فراخوانده و وى به نزد پيامبر رفته است . پس از اندك زمانى با پيامبر آمد . فاطمه نيز با آنها وارد شد . آنگاه رسول خدا ، حسن و حسين را فراخواند و هريك از آنها را روى رانش نشانيد و فاطمه و همسرش را در كنار گرفت سپس جامهاش را به دور آنها پيچيد و من نظارهگر آنان بودم . پس رسول خدا فرمود :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ »
بارالها اينها اهل بيت منند . اين حديث با شرطى كه مسلم ذكر كرده صحيح است و آن را اخراج نكردهاند .
سخن پيامبر در اين روايت كه فرموده است : اينها اهل بيت منند اين احتمال را كه مراد از اهل بيت زنان پيامبرند ، چنانچه سياق آيات بدان دلالت دارد ، مردود مىشمارد . اين جمله پيامبر در واقع به منزلهء تفسير همان آيه است . به ويژه كه با مذكر بودن ضمير ( عنكم ) نمىتوان اين آيه را در خصوص زنهاى پيامبر قلمداد كرد . هرچند كه بگوييم آيات قبل از اين آيه و نيز آيات بعد دربارهء زنان پيامبر سخن مىگويد . اما چنانچه مىدانيم رعايت سياق