اگر خصم گويد : كه حضرت على فرموده : « قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : قاتل ابن صفية فى النار » . « 1 »
گوييم : قاتل زبير براى جامهاى كه از على عليه السّلام بستاند زبير را كشت ، نه براى خداى تعالى ، از اين جهت در دوزخ رفت چه در آخر خارجى شد و به خروج مرد .
اگر خصم گويد كه عايشه بعد از محاربه توبه كرد .
گوييم : اگر تائب مىبود ترغيب معاويه به قتل آل على نمىنمود و مردم را به قمع و قلع ايشان نمىفرمود . زيرا كه چون كتابت عايشه به معاويه رسيد و مضمون آن را به اهل شام رسانيد ، خلايق به كشتن اهل البيت دلير شدند و همچنين در روزى كه نعش حضرت امام حسن را امام حسين در روضهء جدّ بزرگوار خود آورد كه بر او نماز گزارد ، عايشه بر استرى سوار شده آنجا حاضر شد و كسان خود را فرمود كه تير بر نعش حسن بزنند . پس در عصيان و طغيان غير تائب بوده باشد .
فصل دويم
چون حضرت حسين بن على عليه السّلام را با جمعى از اولاد و اخوان و بنى اعمام و اخوال و محبين و انساب در كربلا شهيد كردند ، عسكر شامت اثر يزيد سورهء
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 2 » مىخواندند و شادى مىنمودند در غلبهء يزيديان و مغلوبيت آل پيغمبر آخر الزمان ، و يزيد پليد در اطراف ممالك خود فتحنامه [ روان ] كرد و خلايق به شومى وى مستحقّ دوزخ شده ، از سر جهل و بدعت رسم و عادت خود دشمنى آل عبا و دوستى يزيد مريد به جهت دنياى بىبقا كردند ، و در دههء عاشورا به عيش و شادمانى مىگذرانيدند و در ليلة العاشر دست [ و پاى ] خود را حنا بسته ، تا روز به سماع و غنا مىبودند ، چنانچه اهل لار روز دهم محرم را كالعيد دانسته ، آن روز را محيا گويند ، و مشايخ متصوّفهء منحوسه در آن روز به
هامش
( 1 ) كنز العمال ، ج 13 ، ح 36615 .
( 2 ) فتح : 1 .