پنجم : تخلّف كرد از جيش اسامه .
ششم : شنيد كه جمعى در خانه [ اى ] به شرب مشغولاند ، بر بام آن خانه شد و بانگى بر ايشان زد به تهديد . شخصى از ميان ايشان گفت : « يا عمر سه خطا كردى :
اوّل كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « السلام قبل الكلام » تو سخن پيش از سلام گفتى . دوم كه قال الله تعالى :
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
« 1 » تو از بام خانه درآمدى . سيم كه قال اللّه تعالى
وَ لا تَجَسَّسُوا
« 2 » تو تجسّس كنان بر سر ما هجوم كردى » . عمر خجل شد و بازگرديد .
هفتم : كه عمر به وصيّت ابو بكر به مجلس خلافت متمكّن شد و وصيّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قبول نكرد به امامت على عليه السّلام .
هشتم : كه على را عليه السّلام گرفته و بسته آورد كه بيعت كن به خليفهء زمانه .
نهم : كه چون فاطمه عليها السّلام مانع شد ، در به شكم فاطمه عليها السّلام زد و فرزندى نرينه در شكم وى بكشت و در خانه بسوخت و خالد را فرمود كه فاطمه عليها السّلام را بزن ، تا شمشير در غلاف بر بازوى فاطمهء معصومه عليها السّلام زد ، تا روز وفات بازوى مبارك وى سياه بود .
دهم : كه حجّت فدك فاطمه عليها السّلام بدريد كه ابو بكر داده بود به امضاى خطّ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
يازدهم : خمس قرابت بينداخت .
دوازدهم : متعهء حجّ و متعهء زنان بينداخت كه هر دو نصّ قرآنند ، و گفت :
« متعتان كانتا على عهد رسول اللّه حلالين فأنا احرّمهما و اعاقب عليهما متعة الحجّ و متعة النساء » « 3 » .
سيزدهم : كه حدّ مغيرة بن شعبه نزد ، كه زنا كرده بود و ردّ گواهى گواهان كرد و
هامش
( 1 ) بقره : 189 .
( 2 ) حجرات : 12 .
( 3 ) صحيح مسلم كتاب حجّ ، صحيح بخارى كتاب حجّ ، باب تمتّع .