اقوام گوناگون كه داراى اديان و مكاتب متفاوتى بودند ، فراهم ساخت . افزون بر اين ، ترجمهء كتب علمى و فلسفى بيگانگان و رواج مجادلات و مناظرات مذهبى ميان مسلمين و ديگران و نيز در ميان فرق مختلف اسلامى ، با توجّه به آزادى علمى دوران عبّاسى و پيدايش فلسفه در عالم اسلامى سبب شد تا متفكّران مسلمان با جدّيت بيشتر به تحقيق در مبانى دينى و دفاع از آنها و دفع شبهات وارده بر دين از سوى دشمنان همّت گمارند ، چنان كه عرصهء تفكّر دينى شاهد ظهور متكلّمان برجستهاى در قرنهاى دوم و سوم و چهارم هجرى در جهان اسلام بود .
در اين ميان ، كلام شيعى به دليل استضائهء شيعيان از پرتو انوار وجود ائمهء اطهار - سلام اللّه عليهم اجمعين - و روايت جان تشنهء شيعه از اقيانوس بيكران علم الهى آنان ديرتر پا به عرصهء ظهور و بروز گذاشت ، هر چند بحثهاى عقلى عميق در معارف اسلامى اوّلين بار توسّط امير المؤمنين - عليه السلام - مطرح شد ، امّا كلام شيعى به دليل « عقل فلسفى » و « تفكّر استدلالى » شيعيان كه در سايهء تعاليم پيشوايان معصوم - سلام اللّه عليهم - شكل گرفته بود ، با رشد سريع و بالندگى حيرتافزاى خويش در اندك مدّت عقبماندگى زمانى خويش را جبران كرد و به لحاظ عمق ، غنى و شيوههاى نو ، از كلام اهل سنّت پيشى گرفت . يكى از عوامل مهمّ اين رشد فزاينده را مىبايست برخوردهاى تشويقآميز و ترغيب كنندهء ائمهء هدى - سلام اللّه عليهم - دانست كه با پرورش شاگردان متكلّم ، برترى دادن آنان بر فقها و محدّثين ، شركت در مجالس مناظرات و مباحثات كلامى و . . . به تقويت اين علم پرداختند . به عنوان مثال ، در ميان اصحاب امام صادق - عليه السلام - گروهى بودند كه خود حضرت آنان را به عنوان متكلّم ياد كردهاند از قبيل هشام بن حكم ، هشام بن سالم ، حمران بن اعين ، ابو جعفر احول معروف به مؤمن الطاق ، قيس بن ماصر و غيرهم .
علم كلام به مقتضاى ذات خويش پيوسته رشد و كمال داشته و با نو شدن شبهات و تشكيكات وارد بر دين ، دستخوش تحوّل شده است . امّا قرن هفتم هجرى را مىتوان نقطهء عطف بىبديلى در تاريخ كلام شيعى و بلكه كلام اهل سنّت نيز دانست . چرا كه اين
تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص١٦