صدقه بر وى افتد بر ايشان حرام است و اگر هديه باشد حلال باشد بر ايشان ، چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « ما أقبح ردّ الهدية لو دعيت إلى كراع لاجبت « 1 » و لو أهدى إلىّ ذراع لقبلت » كراع نام دهى است حوالى مدينه ، و در خمس با همديگر شريكند و خدا با ايشان شريك است . امّا حرامى صدقه جهت آن است كه وسخ مال است ، و وسخ عبارت بود از چرك و قذر ، و ايشان معصومند و نشايد كه چيزى خورند و مباشر آن شوند كه در آنجا متنفّر طبع باشد و كراهت خواطر . مقصود كه مشاركت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با عترت در حلال و حرام مأكل دلالت مىكند بر اتّحاد نفوس عزيز ايشان و آنكه ايشان كنفس واحدة .
بنابراين مقال با وجود نفس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم غيرى را تقدّم نرسد بر ايشان . اگر صحابه را در مقام رسالت حقّى ثابت بودى ، در مأكل مشاركت با رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بردندى ، چنان كه اهل البيت .
حاصل اين اطناب كه چگونه عاقل ترك اين طايفه كند كه اين جمله اختصاص دارند به نزديك خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تمسّك به غير ايشان كند كه عشر عشير آن ندارند ، بلكه يكىاند از امّت و اين طايفه را هيچ نسبتى و تعلّقى نيست .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
. « 2 »
المسألة التاسعة : بدان كه بر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تكثير سواد « 3 » فرمودند و قال اللّه تعالى :
فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ
. « 4 » امّا تميز منافق از موافق به وصىّ فرمودند ، قال اللّه تعالى :
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
« 5 » ، و اگر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربند تميز بودى يمكن كه كار او متمشّى « 6 » نشدى و در اسلام سوادى ظاهر نشدى و
أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
« 7 » گويند
هامش
( 1 ) اصل : لاجئيت .
( 2 ) اعراف : 43 .
( 3 ) جماعت مردم .
( 4 ) معارج : 36 - 37 .
( 5 ) آل عمران : 179 .
( 6 ) سر و سامان يافته .
( 7 ) حجّ : 27 .