فصل در ذكر وفات حضرت سيّد كاينات عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات
چون حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - از حجّة الوداع مراجعت فرمود ، در ماه صفر سال يازدهم از هجرت آن حضرت بيمار شد ، و دو شب از ماه مذكور مانده بود كه از اين دنياى بىوفا به منزل بقا ، و از اين محل عنا به فردوس اعلا انتقال فرمود « 57 » . نقل است از حضرت شاه اوليا كه چون حضرت مصطفى را وفات نزديك رسيد ، فرمود كه بنشان مرا ، چون بنشاندم او را ، فرمود كه يا على تو برادر منى در دنيا و آخرت ، و وصى و خليفهء منى . بعد از آن فرمود كه اى بلال ، بياور شمشير و زره و استر مرا و زين و لجام آن استر را . پس چون بلال اشياء مذكوره را حاضر كرد ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه برخيز اى على و بستان آنها را . پس من برخاستم و بستدم . پس فرمود كه ببر اينها را به منزل خود ؛ من آنها را به خانه بردم و بازگشتم . چون نظر مباركش بر من افتاد ، خاتم از انگشت مبارك خود بيرون كرده به من داد ، و فرمود كه اين از آن تو است در دنيا و آخرت . بعد از آن فرمود : « اى بنى هاشم و اى معشر مسلمانان ، مخالفت مكنيد با على كه اگر با او مخالفت كنيد ، گمراه شويد ؛ و حسد با او مبريد كه كافر گرديد . » اين نيز يكى از دلايل امامت و خلافت حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - [ است ] ؛ و با وجود اينها ، حضرت