تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢

رسولان پروردگار توايم ؛ من ساره‌ام ؛ و اين آسيهء بنت مزاحم رفيق تو در بهشت ؛ و اين ديگر مريم بنت عمران ؛ و اين يك كلثوم « * » خواهر موسى بن عمران ؛ خداى تعالى ما را فرستاده تا تو را يارى دهيم . » پس يكى از جانب راست او نشست و يكى از جانب چپ ، و يكى در پيش روى و چهارم در پس پشت . و فاطمه پاك و پاكيزه به وجود آمد . و چون به زمين رسيد ، نورى از او ساطع گرديد ، چنان كه خانه‌هاى مكّه روشن شد ، و آن نور به شرق و غرب عالم رسيد ، و ده تن از حور العين درآمدند ؛ هر يكى طشتى و ابريقى پر از آب كوثر آوردند . پس آن زن كه در پيش روى خديجه نشسته بود فاطمه را به آب كوثر بشست و در خرقه‌اى كه سفيدتر از شير و خوشبوتر از عنبر بود بپيچيد ؛ و خرقهء ديگر مثل آن بر سرش افكند ؛ بعد از آن فاطمه به سخن درآمد و گفت : « أشهد أن لا إله الّا اللّه و أشهد أن محمّدا رسول اللّه أبى سيّد الانبياء و أن بعلى سيّد الاوصياء و ولدى سادة الأسباط . » پس بر آن زنان سلام كرد و هر يك را به نام خواند و ايشان در روى او مىخنديدند و حور العين را بشارت مىدادند به ولادت فاطمه - عليها السلام - ؛ و در آسمان نورى به غايت روشن پديد آمد كه فرشتگان پيش از آن نديده بودند . و آن زنان به خديجه گفتند كه فراگير فاطمه را ، به درستى كه طاهره و مطهّره و زكيّه و ميمونه است ، و حق تعالى بركت فرموده در نسل او ، و اولاد او را پاك و پاكيزه گردانيده است از جميع معايب . پس خديجه او را بستد و به غايت شادمان بود ، و پستان در دهان او گذاشت ؛ فاطمه شير بياشاميد ، و در روزى چندان بباليد كه كودك ديگر در ماهى ؛ و در ماهى آن قدر نموّ نمود كه كودك ديگر در سالى . و در سال دهم از بعثت ، ابو طالب و خديجه به رحمت حق پيوستند . روايت كرده است صدوق ، يعنى ابن بابويه - عليه الرّحمة - در كتاب « امالى » كه : « دخل رسول اللّه ( ص ) على أبى طالب و هو مسجّى فقال يا عم كفلت يتيما و ربّيت صغيرا و نصرت كبيرا فجزاك اللّه عنّى خيرا ثم أمر عليا ( ع ) بغسله . » يعنى : « داخل شد رسول خدا بر ابى طالب در

هامش
* كلثوم در زبان عربى نام مرد است .
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 12 | محمد بن اسحاق بن محمد الحموي