و در كتاب « مجالس » و « محاسن » « * » شيخ مفيد مسطور است كه : « ان أبا طالب مرّ على رسول اللّه - صلى الله عليه و آله و سلّم - و هو يصلّى و على الى جانبه فلمّا سلّم قال : ما هذا يا ابن أخى ؟ فقال له رسول اللّه - صلى الله عليه و آله و سلّم - : شىء أمرنى به ربى يقرّبنى إليه ، فقال لابنه جعفر : يا بنىّ صل جناح ابن عمّك ، فصلّى رسول اللّه بعلىّ و جعفر يومئذ فكانت أوّل صلاة جماعة فى الاسلام . » يعنى : « به درستى كه ابو طالب گذشت بر پيغمبر - صلى الله عليه و آله و سلّم - و آن حضرت نماز مىكرد ، و حضرت مرتضى على در پهلوى آن حضرت بود . پس چون سلام نماز داد ، ابو طالب گفت : چيست اين امرى كه به آن مشغول بودى اى پسر برادر من ؟ پيغمبر با او گفت كه اين چيزى است كه امر كرده است مرا به آن پروردگار من ، تا نزديك گرداند به جوار رحمت خود مرا ؛ پس گفت ابو طالب به پسر خود جعفر كه اى پسرك من ، بپيوند به بال پسر عمّت - كنايه به آنكه در پهلوى او توهم به نماز قيام نماى - پس نماز گزارد پيغمبر - صلى الله عليه و آله و سلّم - با على - عليه السلام - و جعفر . و اين اوّلين نماز جماعت بود در اسلام » . و هم در سال اوّل از بعثت ، خواجهء عالم به تبليغ رسالت اشتغال نمود . مروى است از طرق عامّه و خاصّه كه چون آيهء
« 8 » نازل شد ، سيّد عالم - صلى الله عليه و آله و سلّم - بنى عبد المطّلب را در سراى ابو طالب حاضر كرد ، و ايشان چهل مرد بودند . فرمود كه به جهت ايشان از يك ران گوسفند و يك صاع گندم طعامى ساختند . مجموع از آن طعام سير خوردند ، و هنوز از آن مقدارى باقى بود . آنگاه پيغمبر - صلى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود كه : « يا بنى عبد المطّلب إن اللّه بعثنى الى الخلق كافّة و بعثنى اليكم خاصّة فقال و أنذر عشيرتك الأقربين و انا أدعوكم الى كلمتين خفيفتين على اللّسان الثّقيلتين فى الميزان تملكون بهما العرب و العجم و