حالتى كه وفات يافته بود و جامه بر سر او كشيده شده بود . پس گفت كه اى عم ، كفالت نمودى يتيمى را ، و تربيت نمودى صغيرى را ، و نصرت دادى كبيرى را ؛ پس جزا دهد اللّه تعالى تو را از من جزاى خير ؛ و بعد از آن امر كرد على - عليه السلام - را به غسل او » .
و در سال پنجاه و يكم از ولادت ، كه سال يازدهم باشد از بعثت ، بعضى از انصار به شرف ملاقات سيّد اخيار مشرّف گشتند .
و در سال دوازدهم به قولى قضيّهء معراج واقع شد ، و نماز پنجگانه واجب گرديد . و آن جناب پنجاه و سه سال در مكّه مقام داشت .
فصل در ذكر هجرت حضرت رسالت پناه صلوات اللّه عليه و آله
در اوايل سال پنجاه و چهارم ، آن حضرت عزيمت هجرت نمود از مكّهء معظّمه به مدينهء طيّبه . پس در شبى كه كفّار اتّفاق نموده بودند و به قصد قتل آن حضرت بيرون آمده و در سراى آن جناب را داشتند ، حضرت رسالت پناه شاه ولايت دستگاه را در بستر مبارك خود خوابانيده ، برد سبز خود را بر آن حضرت پوشيد ، و بيرون آمده مشتى خاك بر سر آن خاكساران پاشيده درگذشت ، و هيچيك از ايشان آن حضرت را نديد ؛ و از آن خاك بر سر هر كس كه رسيد ، در جنگ بدر كشته گرديد . و چون از كفّار گذشت به ابى بكر رسيد . پس به جهت آنكه سرّ آن حضرت را ظاهر نكند ، او را با خود ببرد .
منقول است كه در آن شب كه شاه ولايت - عليه السلام - از كمال شجاعت بر بستر حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله و سلّم - تكيه فرمود ؛ حق تعالى با جبرئيل و ميكائيل خطاب كرد كه : « انّى قد آخيت بينكما و جعلت عمر أحد كما أطول من عمر الآخر فأيّكما يؤثّر صاحبه الحياة فاختار كل واحد منهما الحياة لنفسه فأوحى اللّه تعالى اليهما أ لا كنتما مثل علىّ بن أبى طالب ( ع ) آخيت بينه و بين محمّد فبات على فراشه يفديه بنفسه و يؤثره بالحياة ،