سوى او بشر ، حارث بن عميره را ، و فرستاد حجّاج به مقاتلهء او اشعث بن عميرهء همدانى را . پس رسيد صالح را جراحتى در قصر جلولا ، پس به خلافت نشست به جاى او شبيب بن يزيد بن نعيم الشّيبانى ، و كنيت [ شبيب ] ابو الصّحارى بود . و اين شبيب كسى است كه غالب شد [ بر كوفه ] و كشت از لشكر حجّاج بيست و چهار امير را كه هر يك از ايشان امير لشكرى بودند ؛ عاقبت گريخت به طرف اهواز ، و غرق شد در رود اهواز » . و هم در كتاب مذكور مىگويد كه « 17 » : « و ذكر اليمان [ بن رباب ] ان الشبيبيّة يسمّون مرجئة الخوارج لما ذهبوا [ اليه ] من الوقف فى أمر صالح ، و يحكى عنه أنّه برىء منه و فارقه ثم خرج يدّعى الامامة لنفسه » . يعنى : « ذكر كرده است يمان كه بدرستى كه نام نهاده مىشوند شبيبيّه مرجئهء خوارج ؛ زيرا كه در امر صالح توقّف نمودهاند . و حكايت كرده مىشود از شبيب كه از صالح بيزارى نمود و جدا شد از او ؛ بعد از آن خروج كرد و دعواى امامت كرد از براى خود » . صاحب « مظهر العقائد » آورده كه اين شبيب پدر قحطبهء شيبانى ، و جدّ حسن قحطبه و حميد قحطبه است كه قائل به امامت بنى عبّاس شدند ، و در تقويت دولت بنى عبّاس نصرت ابو مسلم مروزى نمودند . و در شوّال سال هشتاد و ششم ، عبد الملك بن مروان به آتش سوزان و عذاب نيران گرفتار گرديد ، و وليد بن عبد الملك بر جاى پدر بنشست . و در محرّم سال نود و پنجم ، وليد ملعون فرمود كه زهر به حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - خورانيدند . و آن جناب حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - را وصىّ و خليفهء خود گردانيده به فردوس اعلا انتقال فرمود . و آن حضرت را در بقيع ، در گنبدى كه عبّاس مدفون است ، دفن نمودند .
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص١٢١
هامش
( 17 ) « ملل و نحل » ج 1 ، ص 200 .