گفت : اين خانه از ايشان بود كه به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هبه كرده بودند . فضال گفت : كه اين بغايت بدتر است كه خانه را به پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هبه كنند و نقض عهد نمايند ، و به تقدير وقوع تو خود قائلى كه آيهء مذكوره يعنى آيهء منع دخول خانهء رسول غير منسوخ است .
ابو حنيفه زمانى سر در پيش انداخت و به فكر فرو رفت . بعد از زمانى سر برآورد و گفت : به آنچه حصّهء عايشه بود از ميراث ، ايشان را دفن كردند . فضال گفت : يا ابا حنيفه ، تو مىدانى كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را بعد از وفات نه زوجه بود ، و ظاهر است كه در شريعت مصطفويّه مقرّر است كه اگر ميّت را فرزند باشد ، زوجهاش اگر يكى باشد و اگر زياده ، هشت يك ميراث مىگيرد . پس زوجات آن حضرت را به سبب وجود فاطمهء زهرا عليها السلام ثمن ميراث آن سرور مقرّر باشد ، و بعد از آنكه هشت يك آن خانه را بر نه زوجهء آن جناب تقسيم نمايند ، نه يك به هر يك از ايشان مىرسد ، و معلوم نيست كه تسع ثمن كه حصّهء هر يك از ايشان است ، يك شبر در يك شبر شود از آن خانه ! اى ابو حنيفه ! كسى را كه حصّهاش يك شبر از خانهاى باشد چگونه مستحق مقدار يك قبر تواند شد ؟ و نيز اى ابو حنيفه ! سبب چيست كه در آن وقت كه حضرت فاطمه - عليها السلام - طلب فدك مىنمود ، منع كردند او را و گفتند كه پيغمبران را ميراث نمىباشد و الحال مىگويى كه به جهت ميراث عايشه و حفصه از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ابى بكر و عمر را در خانهء آن حضرت دفن كردند ؟ ابو حنيفه چون اين سخن شنيد ، عاجز ماند .
روى به حضّار كرده گفت : بيرون كنيد از مجلس من اين رافضى را ! !
فصل در ذكر اولاد امجاد آن امام عالىنژاد
حضرت امام حسن - عليه السلام - را به روايت شيخ مفيد « 6 » ، پانزده
هامش
( 6 ) « ارشاد » مفيد ، چاپ سنگى ، عهد ناصر الدّين شاه ، ص 199 .