نعم المركب ركبت يا غلام ! فقال النّبىّ - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و نعم الرّاكب هو » . يعنى : « ديدم رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - [ را ] كه برداشته بود حسن را بر گردن خود . پس گفت مردى كه بر نيكو مركبى سوار شدهاى اى پسر ، پس گفت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كه : نيك سوارى است او » . از زيد بن ارقم روايت كردهاند كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اشارت به امير المؤمنين - عليه السلام - و فاطمه و حسن و حسين - عليهم السلام - كرده گفت : « من بجنگم با هر كس كه با ايشان بجنگ باشد ، و بصلحم با هر كس كه [ با ايشان ] به صلح باشد » . و نصوص متواتره وارد است از پيغمبر به امامت شبير و شير « 3 » و باقى ائمّهء اثنى عشر . از آن جمله يكى آن است كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرمود در حينى كه امام حسين - عليه السلام - نزد آن حضرت حاضر بود كه ؛ « ان ابنى هذا امام ابن الامام أخو الامام أبو الائمّة التسعة تاسعهم قائمهم اسمه اسمى و كنيته كنيتى يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما » يعنى : « به درستى كه اين پسر من امام و پسر امام و برادر امام است ، و پدر نه امام است كه نهم ايشان قائم ايشان است ، آنكه نام او نام من است و كنيتش كنيت من است ، پر كند زمين را از عدل و داد ، همچنانكه پر شده باشد از جور و ظلم » . حضرت امام حسن بعد از پدر بزرگوار در عطا و بخشش سرآمد اهل روزگار بود . مروى است كه روزى آن حضرت از مردى شنيد كه از حق تعالى در مىخواهد كه او را ده هزار دينار دهد . فى الحال به منزل فرموده ده هزار دينار به جهت او فرستاد . و معجزات آن حضرت بسيار است ، و از آن جمله است كه روزى آن
أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: محمد بن اسحاق بن محمد الحموي
ص٨٧
هامش
( 3 ) مؤلف « تاج العروس » نويسد كه : شبر بر وزن بقم ( ب ق ق ) و شبير بر وزن قمير يا امير و مشبر بر وزن محدث ، نام پسران هارون نبى بوده است ، و پيامبر اسلام ( ص ) حسن و حسين و محسن را به اين سه نام خوانده است ، و همانطور كه ضبط اين كلمه در تاج العروس مختلف آمده است ، در ادبيات فارسى نيز مختلف آمده . . . . ( لغتنامهء دهخدا ) .