تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس المؤمنين ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - فرموده كه امامت را به اين پسر خود دهى ، و اشارت به علىّ بن الحسين كرد ، و دست علىّ بن الحسين را گرفته فرمود كه امر كرده است پيغمبر تو را كه امامت را به پسر خود باقر دهى . و شاهزاده محمّد بن الحنفيّه و جميع اولاد و بعضى از شيعه را كه حاضر بودند ، بر اين گواه گرفت . و آن جناب در شب بيست و يكم ماه مذكور به منزل بقا و فردوس اعلى خراميد ، و آن حضرت را در موضع غرى كه به نجف مشهور است ، دفن نمودند . « 40 » آورده‌اند كه چون آن حضرت را غسل دادند و بر او نماز گزاردند ، سر تابوت از زمين برخاست . شاهزاده‌ها پاى تابوت را برداشتند و مىرفتند ، تا جايى كه سر تابوت بر زمين رسيد . چنان كه آن حضرت فرموده بود ، آنجا قبر فرو بردند و سنگى سفيد پيدا شد كه از او نور درخشان بود ، و بر آن سنگ نقش بود كه اين قبرى است كه نوح نبى از براى برادر خود علىّ بن ابى طالب ساخته . و مشهور است كه آدم صفى و نوح نجى - عليهما السلام - در آن موضع مدفونند ، و در اين باب احاديث وارد است . پس آن حضرت را دفن نمودند و قبر منوّر آن حضرت را پنهان داشتند ، چنان كه كسى را بر آن اطّلاع نبود ، تا در زمان هارون الرّشيد كه يكى از خلفاى بنى عبّاس است ، ظاهر شد . و از جملهء خوارق عادات كه در وقت فوت آن حضرت ظاهر شده ، يكى آن است كه زهرى گويد كه در روز قتل امير المؤمنين - عليه السلام - در بيت المقدس بودم كه هر سنگ ريزه‌اى را كه بر مىداشتم ، در تحت آن خون خالص بود .

هامش
( 40 ) عبد الكريم بن احمد بن طاووس در باب محل دفن امير المؤمنين كه همان نجف است ، كتابى به نام « فرحة الغرى بصرحة القرى » تأليف نموده كه چند بار به چاپ رسيده است . علّامهء حلى آن را تلخيص نموده و به « الدلائل البرهانيّة فى تصحيح الحضرة الغرويّة » موسوم ساخته ، و آن نيز در تعليقات « غارات » ثقفى به چاپ رسيده است ( الغارات ج 2 ، تعليقه 58 ، چاپ انجمن آثار ملى ) . البته در نسبت آن كتاب به علامه حلّى جاى گفتگو است ( رجوع شود به حواشى مرحوم پدرم بر آن رساله ) .