تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
به بغداد در سال 408 تا سال 431 و اندى ، هر ماه به زيارت مرقد وى مىرفتيم . آنگاه الرئيس ابو منصور محمد بن فرج مرقد وى را تعمير كرد و قبر را بيرون گذاشت و بر آن صندوقى نهاد . اين قبر در زير سقفى بود . كسانى كه در همسايگى اين مرقد زندگى مىكنند به زيارت آن متبرك مىشوند و مىگويند صاحب اين مزار مرد صالح و نيكوكارى بوده است . برخى نيز او را فرزند دايه حسين ( ع ) مىدانند و از حقيقت ماجرا بىخبرند و تا اكنون كه سال 444 است ، وضع به همين ترتيب ادامه دارد . دوم : ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى ، شيخ طوسى در كتاب غيبت از هبة الله بن محمد از استادانش روايت كرده است كه گفتند : شيعه همواره عدالت عثمان بن سعيد را قبول داشته و كار خود را پس از مرگ عثمان به پسرش ابو جعفر واگذارده‌اند . شيعه بر عدالت و اعتماد و امانت ابو جعفر به خاطر نصى كه دال بر امانت و عدالت و فرمان به مراجعه به او در زمان حيات امام عسكرى ( ع ) است ، اجماع دارد . همچنين پس از آن كه امام حسن عسكرى ( ع ) در زمان حيات عثمان بن سعيد دنيا را بدرود گفت ، بازهم در عدالت ابو جعفر اختلاف پديد نيامد و كسى در امانت‌دارى وى به ترديد نيفتاد . همچنين توقيعاتى كه در خصوص مسائل مهم شيعه بود به دست وى نوشته مىشد و به همان خطى بود كه در زمان حيات پدرش ، عثمان بن سعيد ، نگاشته مىشد . شيخ طوسى همچنين گويد : چون ابو عمر و عثمان بن سعيد درگذشت ، فرزندش ابو جعفر محمد بن عثمان ، به نص ابو محمد حسن عسكرى ( ع ) به جاى پدر قرار گرفت . و پدرش عثمان طى فرمانى وى را به سفارت امام قائم ( ع ) تعيين كرد . امام حسن عسكرى ( ع ) فرمود : گواه باشيد بر من كه عثمان بن سعيد عمرى وكيل من و فرزندش محمد وكيل فرزند من ، مهدى شماست . و نيز آن حضرت ( ع ) به يكى از اصحابش فرمود : عمرى و فرزندش مورد اعتمادند . پس هر چه به تو دادند از جانب من داده‌اند و آنچه به تو گفته‌اند از جانب من گفته‌اند . پس سخنان آن دو را بشنو و از آنان اطاعت كن كه آن دو مورد اعتماد و امانتند . ابو جعفر محمد بن عثمان همچنين كتابهايى در فقه دارد كه بر اساس آنچه از ابو محمد حسن عسكرى ( ع ) و حضرت صاحب ( ع ) و از پدرش ، عثمان ، از ابو محمد ( ع ) و از پدرش على بن محمد ( ع ) شنيده است ، نوشته . يكى از كتابهاى وى كتاب الاشربه است . از محمد بن عثمان روايت شده است كه گفت : به خدا سوگند صاحب الامر هر سال در مواسم حج حاضر مىشود و مردم را مىبيند و مىشناسد . مردم نيز او را مىبينند اما نمىشناسند . و نيز در روايت آمده است كه از وى پرسيدند : آيا صاحب الامر ( ع ) را مىشناسى ؟ گفت : آرى . آخرين بارى كه او را ديدم در كنار خانهء خدا بود و مىفرمود :