تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
نزديك مليح‌ترين و از دور كامل‌ترين آنان بود . چون خاموش مىشد پرده‌اى از وقار در چهرهء آن حضرت هويدا مىشد و چون سخن مىگفت هاله‌اى از نور آن حضرت را فرا مىگرفت . او از بيت رسالت و امامت و مقرّ وصيت و خلافت بود . شاخه‌اى بود بر كشيده و برگزيده از بوستان نبوت و ميوه‌اى بود چيده شده از درخت رسالت . در شرح زندگى امام حسن عسكرى ( ع ) سخن عبيد الله بن يحيى بن خاقان را دربارهء امام هادى ( ع ) نيز نقل خواهيم كرد كه گفته بود : كاش پدر او ( امام حسن هادى ( ع ) ) را مىديدى به تحقيق مردى بزرگوار و نژاده و نيكو كار و فاضل مىبود . در شذرات الذهب نيز گفته شده است : امام هادى ( ع ) مردى فقيه و امام و متعبد بود .

مناقب و فضايل آن حضرت

1 . علم : از آن حضرت در خصوص تنزيه آفرينندهء تعالى و يگانگى او و نيز پاسخهاى وى در مسائل و علوم مختلف روايات فراوانى نقل شده است . از جمله رواياتى كه از آن حضرت دربارهء تنزيه خداوند نقل شده ، روايتى است كه حسن بن على بن شعبه در تحف العقول آورده است . در آنجا امام هادى ( ع ) مىفرمايد : به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش ، خود را وصف كرده . كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و اوهام به دو نرسند و تصورات به كنه او پى نبرند و در ديده‌ها نگنجد . در نزديكىاش دور است و در دورىاش نزديك . چگونگى را پديد كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفريده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد از چگونگى و از مكان بر كنار است يكتا و يگانه است . شكوه و ابهتش بزرگ و نامهايش پاك است . 2 . حلم : براى پى بردن به حلم آن حضرت كافى است به بردبارى و گذشت آن حضرت از بريحه ، پس از آن كه دانست وى در نزد متوكل از او بدگويى كرده و به او افترا بسته و وى را تهديد كرده ، توجه كرد . ما اين ماجرا را در صفحات بعد نقل خواهيم كرد . 3 . كرم و سخاوتمندى : ابن شهر آشوب در مناقب مىنويسد : ابو عمر و عثمان بن سعيد و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى به نزد على بن حسن عسكرى رفتند . احمد بن اسحاق از وامى كه بر گردنش بود نزد حضرت شكايت كرد . آنگاه امام به عمرو كه وكيلش بود ، فرمود : به او سى هزار دينار و به على بن جعفر نيز سى هزار دينار بپرداز و خود نيز سى هزار دينار برگير . ابن شهر آشوب پس از نقل اين ماجرا گويد : اين معجزه‌اى بود كه جز ملوك و پادشاهان آن را نيارند و ما از كسى چنين بخششى نشنيده‌ايم .