همچنين از جمله كسانى كه به صحت انتساب اين كتاب اعتقاد پيدا كردهاند سيد مهدى بحر العلوم طباطبايى در فوائد الرجالية و شيخ يوسف بحرانى و عدهاى ديگر بودهاند . از معاصران نيز محدث معروف ميرزا حسين نورى صحت انتساب اين كتاب را به امام رضا ( ع ) تأييد كرده و آن را در كتاب مستدركات الوسائل آورده و روايات آن را در طى ابواب مختلف بازگو كرده است . شيخ حر عاملى ، صاحب وسايل الشيعة ، اين كتاب را در زمرهء كتابهايى كه نويسندهاش مشخص نيستند ياد كرده است . مؤلف صاحب الفصول فى الاصول و نيز گروهى ديگر هم اين كتاب را جزو كتابهاى مجهول المؤلف دانستهاند . عدهاى نيز دربارهء اين كتاب توقف كردهاند شايد احتمال دادهاند كه اين كتاب ، رسالهء على بن بابويه ، پدر شيخ صدوق ، به فرزندش مىباشد . زيرا اسم او على بن موسى بوده است . هر چند كه در آغاز آن آمده است : چنين مىگويد بندهء خدا على بن موسى الرضا . اما اين نظريه بعيد است زيرا احتمال مىرود كه نساخ در آن دخل و تصرف كرده باشند . زيرا ذهن معمولا به طرف فرد اكمل گرايش دارد . اما آنچه با اين احتمال منافات دارد آن است كه اصل عدم وقوع سهو است در ذكر نام رضا ( ع ) . از سويى ديگر در اين كتاب قراينى وجود دارد كه دلالت مىكند اين كتاب نوشتهء آن حضرت است . نظير : « از جمله امورى كه ما اهل بيت بر آن مداومت داريم » يا پس از ذكر آيهء خمس مىگويد : « پس بدين وسيله خداوند ما را مورد منت و رحمت خود قرار داد . » و نيز به هنگام ذكر شب نوزدهم ماه رمضان آورده است و « اين شبى است كه جد ما امير مؤمنان در آن ضربت خورد . » و در كتاب زكات گفته است : « از پدرم ، عالم ، روايت شده است » و يا در باب ربا گفته است : « پدرم به من فرمود من نيز آن كار را انجام دادم . » و در باب حج گفته شده است : « پدرم گفت كه اسماء بنت عميس و . . ، » و باز در همين باب آمده است : « موقف جبل نيست و پدرم هر جا را كه شب مىكرد موقف مىگرفت » و در همين باب آمده است : « پدرم از جدم از پدرش روايت كرد كه گفت : ديدم على بن حسين راه مىرود و رمى جمره نمىكند » و باز در همين باب گفته شده است : « پدرم فرمود هر كس زنش را ببوسد و . . . » و احكام بسيارى نقل كرده كه با عبارت « چنين گفت پدرم » شروع شده است . و نيز آمده است از « عالم شنيدم كه مىفرمود . . . » و چنان كه مىدانيم عالم لقب امام كاظم ( ع ) بوده است .
به هر ترتيب ، اكثر محققان صحت اين كتاب را ثابت ندانسته و در آن توقف كردهاند . و رواياتى را كه در اين كتاب به امام رضا ( ع ) يا به عالم ( ع ) اسناد داده شده است ، روايات مرسلى حساب كردهاند كه در دلالت خود به مؤيد و مرجح نيازمندند . از جمله مواردى كه نظريه اين محققان را تأييد مىكند آن است كه اگر واقعا اين كتاب از تأليفات امام رضا ( ع ) مىبود ، قطعا مشهور مىشد و به حد تواتر مىرسيد . زيرا آن حضرت در عصر خود ، امرش
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٩٥