تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
محمد بن احمد علوى از عمركى بن على بن محمد بن جمهور نقل كرده است . ابن شهر آشوب در كتاب معالم العلماء در شرح زندگى محمد بن حسن بن جمهور عمى گويد : الرسالة المذهبه عن الرضا ( ع ) در طب از آن اوست . منتخب الدين در الفهرست گفته است : سيد فضل الله بن على راوندى شرحى بر اين كتاب نگاشته و آن را ترجمه العلوى للطب الرضوى ناميده است . از ظاهر امر چنين برمىآيد كه اين كتاب ميان علماى اماميه مشهور بوده است و آنان براى صحت اين كتاب ، طرق و اسانيد فراوانى ذكر كرده‌اند . در بحار آمده است : اين رساله از كتابهاى معروف است . و مجلسى در بحار تمام اين رساله را در جلد چهاردهم آورده و گفته است كه وى براى اين كتاب دو سند پيدا كرده است : الف . موسى بن على بن جابر سلاسى گفت خبر داد مرا شيخ اجل و دانشمند يگانه سديد الدين يحيى بن محمد بن على خازن كه گفت خبر داد مرا ابو محمد حسن بن محمد بن جمهور . ب . هارون بن موسى تلعبكرى گفت : حديث كرد ما را محمد بن هشام بن سهل از حسن بن محمد بن جمهور كه گفت : پدرم به ابو الحسن على بن موسى الرضا عالم بود و ملازم گفتار آن حضرت بود . و هنگامى كه آن حضرت از مدينه به سوى خراسان آورده شد و تا وقتى كه در طوس شهادت يافت همواره همراه با وى بود . او برايم نقل كرد كه مأمون در نيشابور اقامت داشت و در مجلس او ، سرورم امام رضا ( ع ) و گروهى از پزشكان و فلاسفه مانند يوحنا بن ماسويه و جبرئيل بن بختيشوع و صالح بن بلهمه هندى و عده‌اى ديگر از دانشمندان و پژوهشگران حضور داشتند . در آن مجلس سخن از طب و آنچه كه صلاح و قوام جسم بدان وابسته است ، به ميان آمد . مأمون و حاضران غرق در گفتار بودند و نيز دربارهء اينكه چگونه خداوند طبايع چهارگانه و مضار و منافع غذاها را در بدن تركيب كرده و علت بيماريها بسيار سخن گفتند . اما حضرت رضا ( ع ) در اين ميانه خاموشى گزيده بود و در اين باره سخنى نمىگفت . پس مأمون به آن حضرت گفت : اى ابو الحسن ! دربارهء مطلبى كه امروز در مورد آن سخن مىگوييم و بايد دربارهء آنها و نيز سود و زيان آنها و بهداشت بدن چيزهايى بدانيم ، چه نظرى دارى ؟ ابو الحسن ( ع ) فرمود : من نيز بنابر آنچه تجربه كرده و صحت آنها را از اخبار دانسته‌ام و از گذشتگان فرا گرفته‌ام و نيز مواردى كه انسان نمىتواند نسبت بدانها بىاطلاع باشد و در ترك آنها عذرى هر ندارد ، چيزهايى مىدانم . سپس به توضيح و شرح مسائلى كه بايد حتما آنها را دانست پرداخت . مأمون در آن هنگام در رفتن به بلخ شتاب داشت و امام رضا ( ع ) همراهش نرفت . پس از آنكه مأمون به بلخ رفت نامه‌اى به آن حضرت نگاشت و دربارهء شناخت خوردنيها و نوشيدنيها و دواها و رگ زدن و حجامت و مسواك كردن و حمام و نوره از آن حضرت پرسشهايى كرد و خواستار آن شد كه امام رضا ( ع ) بر اساس
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 193 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين