تجربههايى كه كرده و مطالبى كه شنيده بود وى را آگاه كند . پس امام ( ع ) در پاسخ سؤالهاى وى نامهاى نوشت كه به اين ترتيب آغاز مىشد : « بسم الله الرحمن الرحيم . به خداوند چنگ مىآويزم . اما بعد همانا نامهء امير مؤمنان به دستم رسيد كه در آن مرا امر كرده بود كه وى را در خصوص خوردنيها و نوشيدنيها و دواها و رگ زدن و حجامت و حمام و نوره و جماع و ديگر امورى كه صحت بدن به آنها وابسته است ، بنابر آنچه تجربه كرده و شنيدهام ، آگاه كنم . من نيز مسائل مورد نياز را توضيح دادهام و آنچه كه در تدبير خوردنيها و نوشيدنيها و دواها و رگ زدن و حجامت و جماع و غير آن را كه به بهداشت بدن مربوط است تشريح كردهام و از خداوند خواهان توفيق هستم . بدان كه خداوند عز و جل ، بدن را به بيمارى مبتلا نساخته جز آن كه دارويى نيز براى معالجه آن قرار داده است . زيرا بدن انسانها مانند يك مملكت است . » آنگاه مجلسى تمام اين رساله را نقل كرده است .
كتاب فقه الرضا ( ع ) اين كتاب در خصوص ابواب فقهى است و پيش از زمان مجلسى اول چندان معروف نبوده است . اما از روزگار وى تا امروز شهرت پيدا كرد . علت اشتهار اين كتاب آن بود كه گروهى از مردم قم نسخه اين كتاب را به مكه مكرمه آوردند و قاضى امير سيد حسين اصفهانى آن را مطالعه و يقين كرد كه از تأليفات امام رضا ( ع ) است . پس نسخهاى از روى آن تهيه كرد و آن را با خود به اصفهان آورد و به مجلسى اول نشان داد . او نيز صحت نسبت اين كتاب به امام رضا ( ع ) را تأييد كرد . پس از وى نيز فرزندش مجلسى دوم ، صحت انتساب اين كتاب به امام رضا ( ع ) را مورد تأييد قرار داد و احاديث آن را در مجلدات گوناگون بحار الانوار پخش كرد و آن را يكى از منابع بحار قرار داد . بدين ترتيب اين كتاب از آن روزگار تا به امروز معروف و مشهور شد . مجلسى در مقدمات بحار گويد : كتاب فقه الرضا ، محدث دانشمند قاضى امير حسين پس از آن كه به اصفهان آمد مرا از اين كتاب خبر داد و گفت : در يكى از سالهايى كه من در جوار بيت الله الحرام سكونت داشتم ، گروهى از مردم قم به قصد حج به آنجا آمدند و آنان كتابى داشتند كه قديمى بود و تاريخ آن با تاريخ عصر امام رضا ( ع ) موافقت داشت و از مرحوم پدرم شنيدم كه مىگفت : از سيد امير حسين شنيدم كه مىگفت : خط امام رضا ( ع ) بر اين كتاب بود و نيز اجازههاى گروه بسيارى از فضلا و دانشمندان بر اين كتاب بود . سيد گفت : من با اين قراين دانستم كه اين كتاب تأليف امام ( ع ) است . پس آن را گرفته نسخهاى از آن تهيه و تصحيحش كردم . پس پدرم اين كتاب را از سيد گرفت و استنساخ و تصحيحش كرد . بيشتر عبارات اين كتاب مطابق چيزى است كه صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه بدون سند و پدرش در نامهاى كه به صدوق نگاشته آن را ذكر كرده است . و بسيارى از احكامى كه علماى ما آنها را ذكر كردهاند ولى مستند آنها معلوم نبوده است ، در اين كتاب موجود مىباشد .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٩٤