شتافت و به حكم خداوند ضربتى بر آن مرد زد و وى را از پاى در آورد . سپس موسى گفت اين جنگ و جدل ميان آن دو نفر از كردار شيطان بود نه آنچه موسى انجام داده بود . و سپس در دنبال گفتار خود آورد كه شيطان دشمن گمراه كنندهء آشكار است . مأمون پرسيد پس معناى اين سخن موسى چيست كه گفت : « پروردگارم ! من به خود ستم كردم پس مرا پنهان كن « 32 » » . امام ( ع ) پاسخ داد : من با آمدن به اين شهر خود را در بد جايگاهى گرفتار ساختهام پس مرا از چشم دشمنانت مخفى كن تا بر من دست نيابند و مرا نكشند و در دنبال آيه است كه « خدا هم او را آمرزيد كه او پنهان كنندهء مهربان است « 33 » » . موسى گفت : پروردگارا به سبب اين نعمتى كه به من دادهاى ، يعنى نيرويى كه با يك ضربت آن مرد را از پاى در آوردم ، من هرگز ياور مجرمان نخواهم شد « 34 » » . بلكه با اين نيرو در راه تو تلاش مىكنم تا خشنود گردى . پس موسى در آن شهر صبح كرد در حالى كه ترسان و بيمناك بود كه ناگهان آن كس كه ديروز موسى را به يارى طلبيده بود ، باز او را به دادخواهى فرا خواند موسى به وى گفت تو سخت گمراهى « 35 » » . تو ديروز جنگيدى و امروز نيز سر جنگ دارى اينك تو را ادب مىكنم و خواست به او حمله آورد كه آن مرد گفت : « اى موسى آيا چنان كه ديروز يكى را كشتى مىخواهى مرا هم بكشى تو جز گردنكشى در زمين قصد ديگرى ندارى و نمىخواهى از مصلحان باشى « 36 » » . مأمون گفت : خداوند به تو از سوى انبيا بهترين پاداش دهد . معناى قول موسى به فرعون كه گفت : « آنگاه چنين كردم در حالى كه از گمراهان بودم « 37 » » چيست ؟ امام رضا ( ع ) فرمود : وقتى كه موسى نزد فرعون آمد فرعون به وى گفت : « و آن فعل زشت از تو سر زد و به خدايى ما كافر بودى « 38 » » ؟ موسى پاسخ داد : « آنگاه چنين كردم كه راه را گم كردم و وارد يكى از شهرهاى تحت حكومت تو شدم . پس به خاطر ترسى كه از شما داشتم از شما گريختم پس خداوندم به من حكمتى عطا كرد و مرا از پيامبران قرار داد « 39 » » . خداوند عز و جل
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٧٧
هامش
( 32 - 33 ) قصص / 5 : قال رَب إِنِّي ظَلَمْت نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَه إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم . توضيح آن كه در اينجا غفر به معناى پوشاندن و مخفى كردن معنا شده است .
( 32 - 33 ) قصص / 5 : قال رَب إِنِّي ظَلَمْت نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَه إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم . توضيح آن كه در اينجا غفر به معناى پوشاندن و مخفى كردن معنا شده است .
( 34 ) قصص / 17 : رَب بِما أَنْعَمْت عَلَيَّ فَلَن أَكُون ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِين .
( 35 ) قصص / 18 : فَأَصْبَح فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّب فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَه بِالْأَمْس يَسْتَصْرِخُه قال لَه مُوسى إِنَّك لَغَوِيٌّ مُبِين .
( 36 ) قصص / 19 : قال يا مُوسى أَ تُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَما قَتَلْت نَفْساً بِالْأَمْس إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُون جَبَّاراً فِي الْأَرْض وَ ما تُرِيدُ أَن تَكُون مِن الْمُصْلِحِين .
( 37 ) شعراء / 20 : قال فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِن الضَّالِّين .
( 38 ) شعراء / 19 : وَ فَعَلْت فَعْلَتَك الَّتِي فَعَلْت وَ أَنْت مِن الْكافِرِين .
( 39 ) شعراء / 21 : فَفَرَرْت مِنْكُم لَمَّا خِفْتُكُم فَوَهَب لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِن الْمُرْسَلِين .