على بن موسى الرضا ( ع ) بيعت كند پس گفت : اى مردم ! بيعت با على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب براى شما محقق شده است به خدا سوگند اگر اين نامها بر كران و لالان خوانده شوند به اذن خداوند عز و جل شفا مىيابند .
طبرى مىنويسد : مأمون ، على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب را ولى عهد مسلمانان و خليفهء آنان پس از خويش قرار داد و وى را رضاى آل محمد ( ص ) ناميد و به لشكرش دستور داد جامهء سياه را از تن به در كنند و به جاى آن جامهء سبز بپوشند و اين خبر را به همهء كشور اطلاع داد . اين ماجرا در روز سه شنبه دوم ماه رمضان سال 201 به وقوع پيوست .
صدوق در عيون اخبار الرضا از بيهقى از ابو بكر صولى از ابو ذر كوان از ابراهيم بن عباس صولى نقل كرده است كه گفت : بيعت با امام رضا ( ع ) در پنجم ماه رمضان سال 201 انجام پذيرفت .
شيخ مفيد و ابو الفرج اصفهانى نوشتهاند : مأمون فرمان داد سكهها را به نام آن حضرت ضرب كردند و بر آنها نام رضا ( ع ) بزنند و اسحاق بن موسى را امر كرد كه با دختر عمويش اسحاق بن جعفر ازدواج كند و دستور داد در آن سال اسحاق بن موسى با مردم به حج برود و در هر شهرى به ولايتعهدى حضرت رضا ( ع ) خطبه خواندند . ابو الفرج گويد : احمد بن محمد بن سعيد برايم چنين روايت كرد و شيخ مفيد گويد : احمد بن محمد بن سعيد از يحيى بن حسن علوى نقل كرده است كه گفت كه : از عبد الحميد بن سعيد شنيدم كه در اين سال بر منبر رسول خدا ( ص ) در مدينه خطبه مىخواند . پس در دعا براى آن حضرت گفت :
خدايا ! نكو گردان كار ولى عهد مسلمانان على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام را .
ستة آباؤهم ما هم * افضل من يشرب صوب الغمام « 6 »
و از جمله شاعرانى كه بر آن حضرت در آمد دعبل بن على خزاعى ، رحمة الله بود و چون بر آن حضرت وارد شد گفت : من قصيدهاى گفته و با خود پيمان بستهام كه پيش از آن كه آن را براى شما بخوانم براى كسى ديگر نخوانم . امام به او دستور داد بنشيند و چون مجلسش خلوت شد به وى فرمود : شعرت را بخوان . دعبل قصيدهء خود را به مطلع زير خواند :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحى مقفر العرصات « 7 »
و قصيده را به آخر رساند چون از خواندن قصيدهاش فراغ يافت امام برخاست و به
هامش
( 6 ) اين شش تن پدران آن حضرت ( امام رضا ( ع ) ) هستند و برترين كسانىاند كه از آب باران نوشيدهاند .
( 7 ) مدرسههاى آيات قرآنى از تلاوت خالى مانده و خانه وحى ، بيابانى تهى از سكنه شده است .