شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا به سند خود از محول سجستانى نقل كرده است كه گفت : چون پيك براى حركت دادن امام رضا ( ع ) به خراسان ، وارد مدينه شد من در آن شهر بودم . پس امام رضا ( ع ) به مسجد رسول الله آمد تا با آن حضرت خداحافظى كند . در هر بار آن حضرت به سوى قبر بازمىگشت و صدايش به گريه بلند مىشد . به آن حضرت نزديك شدم و بر او سلام گفتم . او نيز سلامم را پاسخ گفت . به وى تبريك گفتم . وى فرمود : مرا رها كن . من از جوار جدم صلى الله عليه و آله و سلم بيرون مىشوم و در غربت مىميرم .
حميرى در دلايل از امية بن على نقل كرده است كه گفت : با ابو الحسن ( ع ) در سالى كه به حج رفته بود ، در مكه بودم سپس آن حضرت به خراسان رفت در حالى كه ابو جعفر ( ع ) نيز آن حضرت را همراهى مىكرد . ابو الحسن ( ع ) با خانه خدا وداع گفت و چون طوافش را به پايان رساند به سوى مقام رفت و در آنجا نماز گزارد . ابو جعفر بر گردن موفق سوار بود و طواف مىكرد . سپس ابو جعفر ( ع ) به سوى سنگ رفت و در آنجا مدت درازى نشست . موفق به او گفت : فدايت گردم برخيز . ابو جعفر ( ع ) فرمود : نمىخواهم هرگز از اينجا جدا شوم مگر آن كه خدا خواهد . در چهرهاش آثار غم و اندوه هويدا بود . موفق به نزد ابو الحسن ( ع ) رفت و گفت : فدايت گردم ابو جعفر ( ع ) در حجر نشسته و قصد برخاستن ندارد . آنگاه ابو الحسن ( ع ) برخاست و پيش ابو جعفر رفت و به او فرمود : عزيزم برخيز . ابو جعفر پاسخ داد : نمىخواهم از اينجا جدا شوم . امام فرمود : آرى عزيزم . سپس گفت : چگونه برخيزم كه تو چنان با خانه خدا وداع گفتى كه ديگر به سوى آن بازنمىگردى . امام رضا ( ع ) فرمود : برخيز عزيزم .
ابو جعفر نيز برخاست .
آمدن امام رضا ( ع ) به نيشابور
شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا روايت كرده است : چون رضا ( ع ) به نيشابور وارد شد در محلهاى به نام قزوينى ( غزينى ) فرود آمد . در اين محله ، حمامى بود كه امروز به حمام رضا معروف است . در آنجا چشمهء كم آبى وجود داشت . امام بر آن كسى را گماشت تا آب چشمه را بيرون آورد تا آنجا كه آب بسيار فزونى گرفت و از بيرون كوچه حوضى ايجاد كرد كه چند پل مىخورد تا آن حوض ، آب از آن فرود مىآمد سپس امام رضا ( ع ) به اين چشمه وارد شد و در آن غسل كرد و سپس از آن بيرون آمد و در كنار محل آن نماز گزارد مردم نيز متناوبا در اين حوض وارد مىشدند و در آن غسل مىكردند و براى تبرك از آب آن مىنوشيدند و در كنار محل آن چشمه نماز مىگزاردند و حاجات خود را از خداوند عز و جل طلب مىكردند . اين چشمه معروف به « چشمه كهلان » است كه امروز نيز مقصود نظر مردمان مىباشد .