تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

تازه كنند كه پيش از آن نمىكردند ، خدا هم بلاهايى تازه به آنها دهد كه گمانش نمىكردند . روز قيامت منادى فرياد بر آورد كه هر كه را بر خدا مزدى است به پا شود و جز كسى كه گذشت كرده و اصلاح نموده ، كه اجرش با خداست ، كس ديگرى برنخيزد . سخاوتمند خوش‌خو در پناه خداست و خدا او را رها نكند تا به بهشتش برد . خداوند پيامبرى برنيانگيخت جز آنكه سخى بود و پدرم نيز همواره مرا به سخاوت و خوش‌خويى سفارش مىفرمود تا در گذشت . امام كاظم ( ع ) به فضل بن يونس فرمود : تبليغ خير كن و خير بگو و از « امّعه » « 6 » نباش . گفتم : امّعه چيست ؟ فرمود : نگو من با مردمم و يكى از آنانم . زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود : اى مردم ! همانا دو جماعت است جماعت خير و جماعت شر . نبايد جماعت شر در پيش تو محبوب‌تر از جماعت خير باشد . خواهش روا نيست مگر در سه حاجت ؛ در خونى كه به عهدهء بيچاره‌اى است ، در وام سنگين يا نياز خاك‌نشين . كمك تو به ناتوان بهترين صدقه است . تعجب جاهل از عاقل بيشتر از تعجب عاقل از جاهل است . مصيبت براى صابر يكى است و براى بىقرار و بىتاب دو تا . سختى ناحق را آن كس چشد كه بدان محكوم است .

وصاياى امام كاظم ( ع )

در تحف العقول كه امام ( ع ) به يكى از فرزندانش فرمود : پسرم ! مبادا خداوند تو را در مصيبتى بيند كه از آن بازت داشته بود . و مبادا او را در اطاعتى كه به انجامش فرمانت داده بود ناپديد بيند . خود را از تقصير در عبادت خدا و طاعت او ، به در مدان زيرا خدا چنان كه سزد پرستش نشود . تو را از شوخى كردن پرهيز مىدهم كه نور ايمان را مىبرد و مردانگىات را سبك مىكند . مبادا تنگدل و تنبل شوى كه اين دو بهرهء دنيا و آخرت را از تو بازمىدارند .

وصيت آن حضرت به هشام بن حكم

اين وصيت در تحف العقول آمده كه قسمتى از آن چنين است : اى هشام ! اگر گردويى در دست داشته باشى و مردم گويند درّ است ، تو را كه مىدانى گردو است سود مىدهد و اگر درى در دست داشته باشى و همه گويند كه آن گردو است و تو خود مىدانى در است سخن ايشان هيچ زيانى براى تو ندارد . اى هشام ! هيچ بنده‌اى نيست جز آنكه فرشته‌اى مهارش را دارد و براى خدا تواضع نكند جز اين كه بالايش برد و بزرگى
هامش
( 6 ) آن كه در دين تبعيت ديگران نمايد و آن كه هر كس را بيند گويد با توام . ( مترجم ) .