روى علاقه و دوستى به آنان ، عبادت است .
وصيت امام كاظم ( ع ) به فرزندانش
حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذى گويد : روايت شده است كه روزى موسى بن جعفر فرزندانش را احضار كرد و به آنان گفت : فرزندانم ! به شما وصيتى مىكنم كه هر كس آن را به خاطر سپارد هلاك نشود : اگر كسى نزد شما آمد و در گوش راستتان حرف زشتى گفت و سپس در گوش چپتان عذر خواهى كرد و گفت : چيزى نگفته ، عذر او را بپذيريد .
رد سعايت
در همان كتاب از موسى بن جعفر از پدرانش ( ع ) روايت شده است كه امام حسين ( ع ) فرمود :
مردى نزد امير مؤمنان على ( ع ) آمد و از گروهى سعايت كرد . پس على ( ع ) به من فرمود كه قنبر را صدا كنم . سپس به قنبر گفت : به سوى اين سخن چين برو و به وى بگو آنچه را كه خداوند خوش نداشت ، به گوش ما رساندى . اينك بىآنكه در كنف حمايت خداى تعالى باشى ، بازگرد .
وصيتى به هشام بن حكم
اى هشام امير مؤمنان ( ع ) بارها مىفرمود : در صدر مجلس ننشيند مگر مردى كه در او سه خصلت باشد : هرگاه پرسش شود پاسخ گويد ، چون مردم از سخن درمانند او سخن گويد و بتواند نظرى دهد كه خير اهل آن مجلس در آن باشد . و آن كس كه هيچ كدام از اين خصلتها را ندارد و در صدر مجلس نشيند احمق است .
همچنين در وصيتى ديگر به هشام فرمود : اى هشام ، امير مؤمنان ( ع ) به يارانش سفارش مىكرد و مىفرمود : شما را به ترس از خدا در نهان و آشكار و رعايت عدل و داد در خشنودى و خشم و كسب در فقر و توانگرى وصيت مىكنم . و نيز شما را سفارش مىكنم به اينكه پيوست كنيد با كسى كه از شما بريده و گذشت كنيد از كسى كه به شما ستم كرده ، و ببخشيد بر كسى كه از شما دريغ داشته است ، و بايد نظرتان عبرت و خاموشيتان انديشه و سخنتان ذكر خدا و سرشتتان سخاوت باشد . زيرا بخيل به بهشت و سخاوتمند به دوزخ نرود .
كسانى كه از امام كاظم ( ع ) روايت كردهاند
شيخ مفيد گويد : مردم از ابو الحسن موسى ( ع ) روايات بسيارى نقل كردهاند . و در مناقب است كه : دربان آن حضرت مفضل بن عمر جعفى ، جزو ياران او بوده است . در كتاب