تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

دستور مىدهيد تا شما را به رسول خدا ( ص ) منسوب كنند و به شما بگويند فرزندان رسول خدا حال آن كه شما فرزندان على هستيد ؟ و مرد به پدرش منسوب است و فاطمه دختر رسول خدا بود و پيامبر از جانب مادر نياى شماست . پس به هارون گفتم : اى امير مؤمنان اگر پيامبر ( ص ) زنده مىشد و از دختر تو خواستگارى مىكرد آيا به او پاسخ مثبت مىدادى ؟ گفت : سبحان الله ! چرا پاسخش نمىدادم ؟ ! گفتم : ولى آن حضرت ( ع ) نه از دختر من خواستگارى مىكرد و نه من دخترم را به زنى به او مىدادم . پرسيد : چرا ؟ گفتم : چون او مرا زاده و حال آن كه تو را نزاده است . گفت : نيكو گفتى . سپس پرسيد : چگونه مىگوييد شما خاندان پيامبريد ؟ در حالى كه پيامبر نسل و خاندانى نداشت و نسل از طريق پسر منتقل مىشود نه از دختر . شما فرزند دختر اوييد و براى او نسلى نبود . پس برخاستم و از او به حق پيوند خويشى و قبر رسول خدا ( ص ) و كسى كه در آن مدفون است درخواستم كه مرا از پاسخ به اين سؤال معاف دارد . اما رشيد قبول نكرد و گفت : خير بايد دليل خود را در اين باره بگويى . اى فرزند على تو پيشوا و امام زمان آنانى . به من اين گونه خبر داده‌اند و من تو را از آنچه مىپرسم معذور نمىدارم مگر آن كه با حجت و دليل از كتاب خدا آن را بر من ثابت كنى . گفتم : آيا اجازهء پاسخ مىدهى ؟ گفت : آرى . پس گفتم : اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم . و از فرزندانش داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را هدايت كرديم و همچنين نيكوكاران را پاداش نيك خواهيم داد و هم زكريا و يحيى و عيسى را « 2 » . اى امير مؤمنان ! پدر عيسى كيست ؟ گفت : عيسى پدر نداشت . گفتم : ما او را از طريق مادرش مريم ( ع ) جزو فرزندان انبياء دانسته‌ايم . و ما نيز به همين گونه از طريق مادر خويش ، فاطمه ( ع ) ، به پيامبر ( ص ) منسوب مىشويم . آيا از اين بيشتر دليل آورم ؟ گفت : آرى . گفتم : خداوند فرمايد : پس هر كس ، بعد از وحى خدا به سوى تو ، با تو به مجادله برخاست بگو بياييد ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخيزيم تا دروغگويان را به لعنت خدا دچار سازيم « 3 » . حال آن كه هيچ كس ادعا نكرده است كه پيامبر ( ص ) در هنگام مباهله با نصارى ، كس ديگرى جز على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را در زير كساى خود جاى داده است . پس تأويل اين سخن خداوند ، عز و جل ، آن است كه مراد از فرزندان وى ، حسن و حسين و مراد از زنان ، فاطمه و مراد از انفسنا ، على بن ابى طالب ( ع ) است . صدوق در عيون اخبار الرضا ( ع ) از وراق و مكتب و همدانى و ابن ناتانه و احمد بن على بن

هامش
( 2 ) انعام / 85 - 84 : . . . وَ مِن ذُرِّيَّتِه داوُدَ وَ سُلَيْمان وَ أَيُّوب وَ يُوسُف وَ مُوسى وَ هارُون وَ كَذلِك نَجْزِي الْمُحْسِنِين وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى . . .
( 3 ) آل عمران / 61 : فَمَن حَاجَّك فِيه مِن بَعْدِ ما جاءَك مِن الْعِلْم فَقُل تَعالَوْا نَدْع أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُم ثُم نَبْتَهِل فَنَجْعَل لَعْنَت اللَّه عَلَى الْكاذِبِين .
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 124 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين