سفارش به رحمت و محبت نسبت به مردم و لطف به ايشان و گذشت از آنها
مهربانى و محبت و لطف به رعيت را در دل خود جاى ده و مبادا بر ايشان همچون درندهاى وحشى باشى كه خوردنشان را غنيمت شمرى . زيرا مردمان دو گروهند يا برادران تواند در دين و يا همچون تواند در خلقت . ممكن است ايشان دچار لغزش شوند و اسباب بدكارى به آنها روى آورد و به عمد يا سهو خطاهايى مرتكب شوند . پس بر توست كه با بخشش و بزرگوارى از گناه آنان درگذرى . چنان كه تو نيز دوست دارى خداوند از گناهت چشمپوشى كند . زيرا تو از ديگر مردمان بالاترى و كسى كه تو را به فرمانروايى فرستاده از تو برتر است و خداوند برتر است از كسى كه اين فرمانروايى را به تو داده و خواسته است امور آنها را رتق و فتق كنى و آنان را سبب آزمايش تو قرار داده است . پس خود را براى جنگ با خداوند مهيا مكن كه تو را توانايى انتقام او نيست و از بخشش و مهربانى او هم بىنياز نيستى . هرگز از عقوبت و مجازات احساس خرسندى مكن و از عفو و گذشت پشيمان مشو . و به خشمى كه مىتوانى مرتكب نشوى منما و هرگز مگو من مأمورم و به هر چه كه خواهم امر مىكنم .
اين شيوه باعث خرابى قلب و سستى دين و زوال نعمتهاست .
دورى از كبر
هرگاه سلطنت برايت عظمت و بزرگى يا كبر و خودپسندى پديد آورد ، به عظمت سلطنت خداوند بالا سر خود و توانايى او نسبت به خود ، به آنچه از جانب خويش بر آن توانا نيستى ، نگاه كن كه اين نگاه كبر و سركشى تو را مىنشاند و گردنفرازى را از تو بازمىدارد و عقل و خردى را كه از تو دور شده به تو بازمىگرداند . و مراقب باش كه خود را با خدا در بزرگواريش يكسان ندانى و خود را در توانايى مانند خداوند نگيرى . زيرا خداوند هر ستمگر و متكبرى را خوار و ذليل مىكند .
فرمان دادن اشتر به رعايت انصاف و دور داشتن او از ستم
با خدا به انصاف رفتار كن و در مورد خود و بستگان نزديك و هر زير دستى كه به او علاقه دارى نيز جانب انصاف را فرو مگذار كه اگر چنين نكنى ستم كردهاى . و هر كه با بندگان خدا راه ستمگرى پيشه كند خداوند به جاى بندگانش با او دشمنى مىكند و خدا با هر كس كه دشمن باشد برهان و دليلش را ناراست مىكند . و خدا اين جنگ را ادامه مىدهد تا آنكه آن ستمگر از كردهء خود بازگشته توبه كند . و هيچ چيز چونان ستمگرى ، نعمت خدا را دگرگون نمىسازد و موجبات خشم او را فراهم نمىآورد . زيرا خدا دعاى ستمديدگان را مىشنود و در كمين ستمگران است .