عنوان كرده است . 5 . دعاها 6 . فتنهها و جنگها . 7 . صفات مانند صفات طاووس و خفاش و مورچه و ملخ و توصيف بهشت و . . . 8 . نامهها ، 9 . پندهاى كوتاه و امثال .
اين كتاب داراى سخنانى گهربار است كه به حق بايد آن را نهج البلاغه ناميد و همچون درخشش خورشيد در روزى روشن در ميان مردم هر عصر و شهرى مشهور و درخشان است .
تاكنون از سوى دانشمندان برجسته سى و چند شرح بر اين كتاب نوشته شده است .
نخستين كسى كه اين كتاب را شرح كرد ، على بن ناصر ، از علماى همعصر شريف رضى ، جامع نهج البلاغه و آخرين كس شيخ محمد عبده مفتى كشور مصر ، دانشمند همعصر ما بود .
محتويات اين كتاب كه از افتخارات عرب و اسلام به شمار مىرود ، از كتابهاى دانشمندان ، همچون كتابهايى كه سخنان فصيح شعرا و خطبا را جمع آوردهاند ، مانند ديوان حماسهء ابو تمام ، البيان و التبيين جاحظ ، مفضليات ضبى ، حماسه بحترى ، كه بر سياق حماسهء ابو تمام جمعآورى شده و كتابهاى ديگرى كه از شماره بيرون است ، گردآورى شده است .
ما كسى را نديدهايم كه دربارهء محتويات اين كتاب يا نسبت آنها به نويسندگانشان ايرادى وارد كرده باشند به جز عدهاى اندك كه به مؤلف آن در نسبت دادن شعر يا كلامى به كسى ، نسبت خطا داده گفتهاند فلانى روايت كرده است كه اين شعر از كس ديگرى است . اما گروهى نيز نهج البلاغه را انكار كردهاند . برخى از ايشان گويند : تمام محتويات نهج البلاغه از سخنان شريف رضى است نه از گفتار على ( ع ) . برخى ديگر دربارهء نام گردآورندهء نهج البلاغه راه خطا پيموده و آن را به شريف مرتضى برادر شريف رضى منسوب كرده و گفتهاند اين سخنان از خود شريف مرتضى است نه از حضرت على ( ع ) . دستهاى ديگر نيز از اين ادعا تنزل كرده و به سخنى كه سخيفتر از سخنان مذكور است گفتهاند : شريف رضى سخنانى را كه از على ( ع ) نيست در ميان آنها جاى داده است .
ذهبى نيز در كتاب خود به نام ميزان الاعتدال از حد خارج شده و ادعا كرده است :
سخنانى كه در اين كتاب گردآورده شده ركيك و به دور از نفس قرشيان است .
اگر ما به ديدهء بصيرت و انصاف به اين اقوال بنگريم در مىيابيم انگيزهاى كه سبب انكار اينان بر تمام يا قسمتى از نهج البلاغه شده ، همان ايراداتى است كه در اين كتاب نسبت به برخى از صحابهاى كه در نگاه اين نويسندگان از نوعى تقدس بهرهمندند ، وارد شده است .
براى مثال مىتوان به خطبهء شقشقيه و خطبههاى ديگرى نظير آن اشاره كرد . همچنين درد على و ناليدن او از دست كسانى كه در گرفتن منصب خلافت بر او پيشى گرفتند و اظهار اين مطلب كه وى نسبت به اين مقام ، از آنان سزاوارتر بود ، بدون هيچ كم و بيشى سبب انكار آنان بر اين كتاب شده است . امير شكيب ارسلان ، امير سخن ، نيز در گفت و گويى كه در جمع دانشمندان مشهور و برجستهء دمشق داشته ، بدين مطلب اذعان كرده است . وى پس از جنگ
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 766
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٧٦٦