تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
بسيارى در ميان ما از پاى درآمدند . و من بيم آن دارم كه آنچه باقى ماند سخت‌تر از گذشته باشد . ما دربارهء اين جنگ مورد بازخواست قرار خواهيم گرفت و به جز از من و تو از كس ديگرى حساب كشيده نمىشود . پس آيا تو پيشنهادى دارى كه براى ما و براى خود ضامن حيات و عذر و صلاح امت اسلامى باشد و از ريختن خونها جلوگيرى كند و باعث الفت و دوستى در دين شود و كينه‌ها و فتنه‌ها را بزدايد بايد ميان ما و شما دو حكم ، يكى از ميان ياران من و ديگرى از ميان ياران تو ، به داورى پردازند و بنابر آنچه در كتاب خدا آمده است حكم كنند . پس تو نيز در كارى كه بدان فرا خوانده شده‌اى ، تقواى الهى پيشه كن و به حكم قرآن رضايت بده اگر خود را از اهل قرآن مىدانى و السلام . على ( ع ) در پاسخ معاويه نامه‌اى نوشت و در پايان آن فرمود : سپس تو مرا به فرمان قرآن فرا خواندى در حالى كه خود به نيكى مىدانم كه تو اهل قرآن نيستى و به حكم آن هم تمايلى ندارى . خداى را به كمك مىگيريم . ما حكم قرآن را مىپذيريم ولى حكم تو را هرگز . و هر كس به حكم قرآن رضايت ندهد به گمراهى بس دورى دچار شده است .

انتخاب حكمين

اشعث بن قيس به نزد على ( ع ) آمد و گفت : همهء مردم خرسند شدند و خوش‌حالند از اينكه به حكم قرآن تن مىدهند . پس اگر بخواهى من به نزد معاويه بروم و از او بپرسم كه چه مىخواهد ؟ على ( ع ) گفت : به نزد او برو . اشعث پيش معاويه رفت و از او بپرسيد : چرا اين مصاحف را بالا برده‌ايد ؟ گفت : تا ما و شما به فرمان خداوند در قرآن بازگرديم . شما يكى از كسانى را كه مورد رضايت شماست برگزينيد و ما نيز مردى را از ميان خود براى اين كار اختيار مىكنيم . سپس آنان را ملزم مىكنيم كه به كتاب خداوند كار كنند و از حكم آن تجاوز نكنند . سپس هر تصميمى كه آن دو گرفتند ما از آن پيروى كنيم . اشعث گفت : اين تدبيرى به حق است . آنگاه بازگشت و على ( ع ) را از ماجرا آگاه كرد . مردم گفتند : ما راضى هستيم و پذيرفتيم . پس على ( ع ) قاريانى از اهل عراق را روانه كرد و معاويه نيز قاريانى از اهل شام را فرستاد و آنان در ميان دو لشكر قرار گرفتند و با ايشان قرآن بود . پس هر دو گروه در قرآن نظر كردند و به بررسى پرداختند و اتفاق كردند كه هر چه را قرآن زنده كرده آنان نيز آن را زنده كنند و آنچه را كه قرآن از ميان برده آنان نيز آن را از ميان ببرند . سپس هر يك از دو گروه به نزد ياران خود بازگشتند . نگارنده : مورخان ذكر نكرده‌اند كه اين دو گروه از اجتماع خود و بررسى قرآن چه نتيجه‌اى گرفتند . و ترديد نيست كه اين كار نيز در حول و حوش همان حيله‌اى بود كه على ( ع ) را بر قبول آن مجبور كردند . پس شاميان گفتند : ما بدين حكم خرسنديم و عمرو بن عاص را