تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
صورت ما شريك گناه تو خواهيم بود . اشتر گفت : به من پاسخ دهيد شما كه افراد و الا و نمونه‌تان كشته شده و اراذلتان باقى مانده‌اند چه موقع بر حق بوده‌ايد ؟ زمانى كه شاميان را مىكشتيد يا الان كه از نبرد با ايشان دست كشيده‌ايد ؟ آيا كشتگان شما كه خود فضل ايشان را انكار نمىكنيد و بهتر از شما بودند در آتش جاى گرفته‌اند ؟ گفتند : اشتر دست بردار . ما در راه خدا با آنان ستيز كرديم و اينك هم در راه خدا از جنگ با آنان دست مىشوييم . ما از تو اطاعت نمىكنيم . از ما كناره‌گير . اشتر گفت : بر شما حيله زدند و به خداى سوگند كه اين حيله كارگر افتاد . شما را به فرو نهادن آتش جنگ فرا خواندند و شما نيز دعوت ايشان را پذيرفتيد . اى كسانى كه پيشانيهايتان سياه است ما گمان مىكرديم نماز شما نشانهء بىميلى شما به دنيا و اشتياقتان به ديدار خداوند است . اما اكنون فرارتان از مرگ را تنها به خاطر دوستى دنيا مىبينم . اى شبه بزرگان ننگ و زشتى بر شما باد ! شما پس از اين هرگز روى عزت و سربلندى را نمىبينيد ، گم شويد چنان كه ظالمان گم شدند . آن جماعت اشتر را دشنام گفتند و اشتر نيز ايشان را ناسزا گفت آنان با تازيانه‌هاى خود بر صورت مركوب اشتر زدند و اشتر با تازيانه‌اش بر صورت مركوب آنان زد . آنگاه على ( ع ) بر ايشان بانگ زد : بس كنيد . از اينجا دانسته مىشود كه ياران امير المؤمنين ( ع ) چهار گروه بودند : گروه نخست : اهل بصيرت و كسانى كه در ظاهر و باطن نسبت به على ( ع ) اخلاص داشته و حق او را به نيكى مىشناخته‌اند و مىدانستند كه شاميان قرآنها را از روى خدعه بر فراز نيزه كرده‌اند . البته اين گروه ، اندك بودند و كسانى چون اشتر ، حجر بن عدى ، عمرو بن حمق و كردوس بن هانى و حضين بن منذر در ميان اين گروه جاى داشتند . گروه دوم كسانى كه قلبا به على ( ع ) ارادت داشتند ولى فريب حيله معاويه را خوردند يا آنكه زندگى و زنده ماندن را مايل شدند مانند شقيق بن ثور ، حريث بن جابر و رفاعة بن شداد . گروه سوم كسانى كه براى على ( ع ) در قلبهايشان جايى كه شايان شخصيت آن حضرت بود قرار نداده بودند . علاوه بر اين ، اين گروه نيز فريب معاويه را خورده بودند . اينان همان قاريانى بودند كه پيشانيشان سياه بود . وجود اين جماعت همواره و در هر عصر بسى زيانمندتر از فساق متجاهر به فسق است . گروه چهارم منافقانى كه اظهار نصيحت مىكردند و در باطن خيانت روا مىداشتند و اينان كسانى چون اشعث و خالد بن معمر بودند . با توجه به اين تقسيم‌بندى ، چگونه پيروزى مىتوانست ميسر باشد ؟ معاويه به على ( ع ) نوشت : كار اين جنگ در بين ما و شما به درازا كشيد . هر يك از ما خود را بر حق مىبيند . عدهء