تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
« قد واجهتها اوجه الانتقام » بناء اين كلام بر استعاره است يعنى : گرديده است موجب سرعت انتقام ، نزديك گردانندهء به آن . « قد لاحظتها اعين الاصطلام » اين فقره نيز استعاره است و معنى آن نيز به معنى اوّلست با زيادتى مبالغه . و اصطلام - به صاد و طاء بىنقطه - به معنى برانداختن و مستأصل گردانيدن است . « و استحققت باجتراحها مبير العقاب » اجتراح - به جيم و تاء به دو نقطهء فوقانيّه و در آخر حاء بىنقطه - به معنى اكتساب است كه عبارت از كسب كردن است . و « مبير » به باء به يك نقطه و يا به دو نقطهء زيرين و راء بىنقطه ، مراد به آن مهلك است . « من اجل ما انقض ظهرى من ثقلها » انقض - به نون و قاف و ضاد نقطه‌دار - يعنى از جهت آنكه استخوانهاى پشت مرا از سنگينى بار به صدا در آورد ، چه نقض آوازى را گويند كه در وقت بار كردن بار سنگين از استخوانهاى پشت بر مىآيد . « و بهظنى من الاستقلال بحملها » بهظنى - به باء به يك نقطه و ظاء نقطه دار - به معنى اثقلنى است ، يعنى : سنگين و ثقيل كرد مرا . « شاكيا بثّى اليك » بثّ - به باء به يك نقطه و ثاء به سه نقطه - اندوهى است كه صبر بر كتمان و مخفى داشتن آن نتوان نمود . و مىگويند : فتبثّه اى تظهره يعنى ظاهر گردانيد « 1 » . « من تنفيس الغمّ » يعنى زايل گرداندن غم . « و ادللنى برأفتك على سمت المنهج » و ادللنى بر وزن اشكرنى . و سمت به معنى جهت است . و منهج راهست ، يعنى : دلالت كن مرا به رحمت و رأفت خود بر طريق نجات و رستگارى .
هامش
( 1 ) كلمهء « مىگويند » در كلام مترجم زائد است و صحيح آن اينست : فتبثه اى تظهره ، يعنى ظاهر گردانى آن را » .