معقول ، با براهين يقينيه ارائه مىنمايد و علومى ديگر ؛ همين معلومات را عينا اخذ كرده ، روش اقناع را پيش گرفته يا آنها را تخيل مىنمايند تا بدينوسيله تعليم جمهور امّتها و اهل شهرها آسان شود و اين بدان دليل است كه امّتها و شهرنشينان داراى خواص و عوام هستند و عامه كسانى هستند كه خود كوتاهى مىنمايند ، يا كسانى كه راه درست مواجهه با آنها اين است كه در تعاليم نظرى آنها به آنچه در نگاه ابتدايى ، رأى مشترك مردم ايجاب مىكند اكتفا نمود و خاصان كسانى هستند كه در هيچيك از معلومات نظرى خود به آنچه نظر مشترك و ابتدايى مردم ايجاب مىكند اكتفا نكرده ، بلكه آنچه به آن اعتقاد مىورزند و آنچه مىدانند را از روى مقدماتى به دست آورده و معتقدند كه نهايت به دنبال رفتن و تعقيب را در مورد آن مقدمات انجام دادهاند . ازاينرو است كه هركسى در مورد خودش گمان مىكند كه در يك امر خاص به آنچه نظر مشترك اوليّه اقتضا مىكند اكتفا نكرده ، خود را در آن امر ، از خواص به حساب آورده و ديگران را عامى مىشمارد و ازاينرو است كه شخص حاذق در هر صناعتى خاص ناميده شده است ؛ چرا كه در موردش معلوم است كه او در آنچه اين صناعت شامل آن مىشود به آنچه اقتضاى راهى مشترك ابتدائى است اكتفا نكرده ، بلكه آن را تا دورترين نقطه تعقيب كرده است و درعينحال به هركس كه فاقد نوعى برترى مدنى بوده و صناعتى نيز ندارد كه از آن برترى مدنيش معلوم شود ، عامى گفته مىشود يا به كسانى كه صناعتشان صناعتى است كه به وسيلهء آن فقط
تحصيل السعادة والتنبيه على سبيل السعادة ( سعادت از نگاه فارابى ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: أبو نصر الفارابي
ص٦٤