چند بار براى او پيش بيايد اين حالت براى او تبديل به ملكهاى ارادى مىشود ، آنگاه است كه آن ملكه اوليه شبيهترين چيزهاست به اين طبيعت . در اين صورت بايد گفت كه مطلب در مورد فضايل خلقيه جزييهاى كه شأنشان اين است كه با فضايل فكريه جزييه قرين باشند اينطور است . پس به همين صورت سزاوار است بگوييم ، فضايل خلقيهء بزرگى كه شأن آنها اقتران با فضايل فكريهء بزرگ است نيز اين طور است و در اين صورت لازم مىآيد كه قايل باشيم هر انسان جداى از ساير انسانها از روى فطرت ، با فضيلتى آفريده شده است كه به بزرگترين فضايل شبيه است و مقرون است به نيرويى فكرى و بالطبع بسيار بزرگ و سپس ساير مراتب را بر اين اساس بيان نماييم .
دو راه
42 . پس اگر مطلب اينچنين باشد ، اينطور نخواهد بود كه هر انسانى صناعتش فضيلت خلقيهاش و فضيلت فكريهاش به طور اتفاقى داراى نيروى فراوان باشد ، پس پادشاهان صرفا با اراده خود پادشاه نيستند ، بلكه طبيعت نيز در اين امور نقش دارد ، همينطور نيز خدمتكاران ، آنان اولا از روى طبيعيت خدمتكارند ، ثانيا از روى اراده و آنچه را كه با طبيعت خود براى آن آماده شدهاند كامل مىنمايند و اگر مطلب از اين قرار باشد ، بايد فضيلت نظرى و فضيلت فكرى برتر و فضيلت خلقى برتر و صناعت عملى برتر را در كسانى جستجو كرد كه اين امور در آنها به طور طبعى اعداد شدهاند و آنها كسانى هستند كه